سلام مهمان عزیز؛

خوش آمدید، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد




وقت بخیر بازدید کننده گرامی به میهن یو خوش آمدید - ساعات خوشی را برای شما آرزومندیم

mihanu

هرگونه بحث سیاسی و استفاده از آواتار و امضاء با این مضمون در این انجمن ممنوع میباشد و در خواست می شود به هیچ وجه وارد این مباحث نشوید

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8
  1. #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض ويژه نامه وسواس - مقالات وسواس

    وسواس و درمان آن (1)



    نويسنده: علی نقی فقیهی* / جمشید مطهری**



    مقایسه دو شیوه شناخت درمانگری اسلامی و شناخت درمانگری سنّتی


    چکیده

    این مقاله به مطالعه درباره رویکرد « شناخت رفتار درمانگری اسلامی» و مقایسه آن با رویکرد « شناخت رفتار درمانگری سنّتی» در زمینه علایم پیش گیری و درمان اختلال وسواس فکری عملی می پردازد. اختلال وسواس فکری عملی (OCD)(3) یکی از اختلالات اضطرابی است که با تفکر وسواسی ، رفتار اجباری و درجات متفاوت اضطراب مشخص می شود. اولین و جامع ترین مطالعه در مورد این اختلال را ژانه (Johane) در سال 1903 انجام داد و پس از آن ، رویکردهای روان تحلیلگری، زیست شناختی ، رفتاری ، شناختی و شناختی رفتاری به بررسی این اختلال پرداختند. در این میان ، شناخت رفتار درمانگری بر پردازش های شناختی نادرست در شکل گیری و تداوم این اختلال تأکید کرده ، با ایجاد دگرگونی و تغییر نظام شناختی فرد و بهره گیری از فنون و اصول شناختی و رفتاری ، به درمان این اختلال می پردازد.(4)

    از سوی دیگر ، در متون اسلامی به نکات ظریف و کاربردی در ارتباط با این اختلال برمی خوریم. در این رویکرد ، علاوه بر نقش عوامل فیزیولوژیک و عوامل عاطفی و هیجانی ، بر نقش فرایندهای شناختی و عقلانی تأکید شده است. همچنین راهبردهای پیشگیرانه و درمانی اسلامی بر تمام جنبه های درمانی، به ویژه فنون شناختی ، رفتاری ، معنوی ، ارتباطی و دارویی ، تأکید دارند.
    مقاله حاضر درصدد مقایسه رویکرد «شناخت رفتار درمانگری سنّتی» با «شناخت رفتار درمانگری اسلامی» برگرفته از متون و منابع اسلامی در زمینه علایم ، محتوا ، سبب شناسی ، پیش گیری و درمان اختلال وسواس فکری عملی و شناخت وجود تشابه و تمایز این دو رویکرد در ارتباط با موارد مذکور است.
    مقدّمه

    «وسواس فکری عملی» یکی از اختلالات اضطرابی است که ویژگی های بارز آن شامل افکار وسواسی ،(5) تصورات وسواسی،(6) نشخوارهای وسواسی، (7) شک های وسواسی،(8) تکانه های وسواسی(9) و آیین های وسواسی(10) است که عامل مهمی در ایجاد آشفتگی در افراد مبتلا به آن می باشد و غالبا در عملکرد و سازگاری اجتماعی این افراد اختلال ایجاد می کند. افکار وسواسی پیوسته موجب پریشانی بیمار می شوند و فرد مبتلا با تلاش ناموفق ، درصدد مقابله با آن ها برمی آید. اعمال یا آیین های وسواسی به صورت رفتارهایی کلیشه ای درمی آیند که بیمار مدام آن ها را تکرار می کند. این اعمال ماهیتا لذتبخش نبوده و مفید نیستند. علایم خودکار اضطراب غالبا وجود دارند.

    ارتباط تنگاتنگی میان علایم وسواسی ، به ویژه افکار وسواسی ، و افسردگی وجود دارد. این اختلال در زنان و مردان به طور مساوی وجود دارد و به عنوان اختلالی نهفته مطرح شده است که قریب یک درصد از نوجوانان و دو درصد از بزرگ سالان از آن رنج می برند. شروع اختلال معمولاً در کودکی یا اوایل بزرگ سالی است. سیر آن متغیر بوده و احتمالاً بدون علایم عمده افسردگی به سوی مزمن شدن پیش می رود.(11)

    این اختلال در طول تاریخ، دامنگیر تعدادی از انسان ها بوده است. جان بانیان (Bunyan) و چارلز داروین (Darwin) از جمله افراد مشهوری به شمار می روند که در گذشته مبتلا به این اختلال فلج کننده بوده اند.(12)

    در بسیاری از توصیف های اولیه از این اختلال ، محتوای مذهبی آن مورد تأکید قرار گرفته است. این نوع محتوا راهنمای مهمی در درک ماهیت این اختلال به شمار می رود. محتوای وسواس ها منعکس کننده نگرانی عمده هرعصر به شمار می روند، خواه این محتوا مربوط به کار شیاطین و آلودگی به وسیله میکروب باشد ، خواه مربوط به تشعشع یا خطر ابتلا به ایدز. اگرچه اولین و جامع ترین مطالعه در مورد این اختلال را ژانه در سال 1903 انجام داد، اما تا زمانی که فروید راهی به سوی درک عمیق تر این اختلال نگشود و توصیف بالینی خوبی از آن به دست نداد، این اختلال به خوبی شناخته نشده بود. با این حال، ناتوانی و ضعف رویکرد روان تحلیلگری در درمان منجر به شکل گیری رویکردهای دیگری همچون رویکردهای زیست شناختی، رفتاری ، شناختی و شناختی رفتاری در ارتباط با علایم، پدیده شناسی ، سبب شناسی و درمان این اختلال گردیده است.

    عوامل زمینه ساز اختلال (OCD) شناخته نشده اند ، اما سه علت احتمالی شامل علل عضوی ، ژنتیک و تجربیات اولیه بررسی شده اند.(13) مطالعات درمانی در مورد این اختلال به طور کلی در سه زمینه دارو درمانی، رفتار درمانی، شناخت درمانی و ترکیب درمان های شناختی رفتاری با دارو درمانی بوده است.

    شناخت رفتار درمانگری از جمله رویکردهایی است که بر نقش پردازش های شناختی نادرست در شکل گیری و تدام این اختلال تأکید کرده است. در رویکرد «شناخت رفتار درمانگری سنّتی» ، وسواس به عنوان افکار ، تصاویر ذهنی و تکانه های ناخواسته و مزاحم تعریف شده است و محتوای آن می تواند شامل وسواس آلودگی با نجاست ، آسیب رسانی به خود و دیگران، رفتارهای غیرقابل پذیرش از نظر اجتماعی ، وسواس های جنسی و وسواس نظم و ترتیب یا شمارش باشد. همچنین پیش گیری از وسواس به میزان شناخت فرد از خود و تعیین در موقعیت های زندگی او وابسته است. مهم ترین تدابیر درمانی ذکر شده در این رویکرد شامل رویارویی و جلوگیری از پاسخ است که طی آن، درمانگر به شناسایی افکار خودکار منفی فرد پرداخته و با ایجاد تغییر در نظام شناختی و اعتقادی او و استفاده از فنون شناختی و رفتاری به درمان وی می پردازد.(14)

    در متون و منابع اسلامی نیز به نکات کاربردی قابل اعتمادی در عرصه وسواس و چگونگی درمان آن برمی خوریم؛ در آیات متعددی، واژه «وسواس» در قرآن کریم آمده (سوره های مبارکه ناس ، اعراف و طه) و منظور از آن نوعی اختلال روانی و فکری است که مترادف با ذهاب عقل بوده ، باعث می شود افراد به سوی افکار ناخواسته کشیده شوند و در نتیجه، دست به رفتارهای نادرست یا ناپسند بزنند.
    پیامبراکرم نیز وسواس را به صورت تصورات و افکاری تعریف می کند که شخص را تحت تأثیر قرار داده، او را به قهقرا می برد و از انجام اعمال طبیعی باز می دارد.

    بر اساس متون و منابع اسلامی ، محتوای وسواس بیش تر در ارتباط با اعمال و رفتارهای عبادی و مذهبی همچون نماز، غسل، طهارت و نجاست است و علامت مشخصه آن وجود اضطراب می باشد، به گونه ای که اضطراب ، آسایش و راحتی را از فرد سلب می کند و همراه با شک و تردید است. افراد وسواسی دایم در مورد امور اعتقادی مانند وضو و طهارت دچار شک و تردید می شوند و احساس الزام و اجبار به اعمال و رفتارهای تکراری دارند.

    با مراجعه به آیات ، روایات و متون اسلامی می توان مشاهده کرد که وسواس انواع متفاوتی دارد که عبارتند از: وسواس فکری (ترس از بیماری و تفکر افراطی در مورد سلامتی)، وسواس اعتقادی (اندیشه های بیهوده درباره مرگ ، قبر ، برزخ و معاد)، وسواس افراطی (داشتن افکاری که به هیچ وجه عاقلانه نمی باشند) ، و وسواس عملی (تکرار رکعات نماز، طهارت یا غسل.)

    در مورد سبب شناسی وسواس ، نظریه پردازان اسلامی با استنباط از آیات و احادیث ، معتقدند: وجود اضطراب (حالات شدید روحی)، اختلالات جسمی (مانند سوء هاضمه)، توجه افراطی به غرایز (شهوت و امیال کاذب)، عدم رشد عقلی، ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و برخی عوامل دیگر می توانند سرچشمه ایجاد این اختلال گردند. همچنین پرورش صحیح ذهنی، رشد عقلانی، به کارگیری شیوه های تربیتی درست ، پیش گیری از تشدید اضطراب و ترس و پرخاشگری، برقراری نظم و انضباط منطقی در زندگی، آگاهی از وظایف شرعی و زدودن ابهام در این زمینه از جمله راهبردهای پیش گیرانه ای هستند که در متون اسلامی بر آن ها تأکید شده است.

    در احادیث و روایات، به روش ها و فنون شناختی ، معنوی ، ارتباطی، رفتاری و دارویی برای درمان این اختلال اشاره شده است که برخی از آن ها عبارتند از: پرورش عزّت فرد مبتلا به وسواس ، تشریح کامل وظایف شرعی در مورد افکار و اعمال وسواسی، تکیه به خداوند و توکّل به او و استعانت از او، اکتفا به واجبات و ترک مستحبات ، مراقبت مستمر از وسواس و کنترل پیوسته افکار و اعمال خود در فرایند درمان، نظارت مشاوری معتبر و متخصص بر اجرای راهبردهای درمانی مذکور، درمان از طریق خوردن انار شیرین، روغن زیتون، خرما، سیب، کندر و سبزیجات، شست وشوی سر با آب سدر، دود کردن اسپند و خضاب و رنگ کردن مو.

    وسواس از دیدگاه اسلام


    الف . « وسواس » از نظر لغوی و اصطلاحی

    «وسواس» یکی از نکاتی است که مکرّر در کتب آسمانی و به ویژه در قرآن کریم به آن اشاره شده است. وسواس در زبان عربی و فارسی در اصل، بر نوعی اندیشه و محتوای ناخواسته و نامطلوب دلالت می کند.(15)

    «وسواس» از ماده «وسوسه» مشتق شده که بیانگر رابطه شیطان با قلب انسان است. بهتر است بگوییم: القائات و تصورات نامقدّس و باطل بر قلب انسان را در مکتب اسلام «وسواس» می گویند. وسواس دو جنبه فکری و عملی دارد و نوعی بیماری روانی است. کسی که به «وسوسه» مبتلا شده است «وسواس» و «موسوس» نام دارد.

    در لغت، «وسوسه» و «وسواس» یکی دانسته شده و «وسوسه» کلامی پنهانی است که در آن اختلاط صورت گرفته و در هم و بر هم و بی نظم است. همچنین «وسواس» در جایی گفته می شود که کسی وحشت کرده، کلامش در اثر وحشت ، بی نظم شده باشد و همانند دیوانگان عمل کند.

    زمخشری گفته است: « الوسواس» اسمی است به معنای « وسوسه» و مراد از آن شیطان است.(16)
    در قرآن کریم نیز آمده است که «فوسوَس لهُما الشیطان»؛ (اعراف: 30) پس شیطان آنان را وسوسه کرد. بنابراین، «وسواس» با (فتح واو) هم به معنای شیطان و هم به معنای گفته وسوسه آمیز است.

    از سوی دیگر، در علم کلام نیز برای وسواس و وسوسه تعاریفی بیان شده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

    دو دلی، تردید و شکی که در ضمیر انسان پدید می آید؛
    شک و شبهه در عبادات و احکام مذهبی، بخصوص در طهارت و نجاست؛
    آنچه شیطان در دل انسان افکند و او را به کار بد برانگیزاند؛

    ایجاد امری بی نفع یا ضرر در ضمیر کسی توسط نفس شخص یا توسط شیطان که نیروی محرّک انسان به انجام بدی هاست.(17)
    نکته قابل ذکر در مورد وسواس این است که طبق متون و منابع اسلامی، وسواس فقط در اعمال انسان تجلّی پیدا نمی کند، بلکه به اندیشه او نیز راه می یابد. مرحوم علّامه مجلسی ضمن شرح یک روایت می گوید: «وسوسه سخن بیهوده و بی سودی است که نفس و شیطان در روح انسان پدید می آورند.»(18)

    همچنین از شیخ مفید نیز نقل گردیده که «وسوسه» عبارت است از تحریک افعال و اعمال و نیات باطل انسانی به وسیله عوامل شیطانی.(19)
    میر سید شریف جرجانی ، مؤلف ترجمان القرآن، «وسوسه» را چنین تعریف کرده است: « اندیشه بد در دل کرده» و در تعریف «وسواس» چنین می گوید: « دیو وسوسه کننده یعنی اندیشه بد در دل افکننده ». نسبت دادن این وسوسه ها یا اندیشه های بد به دیو یا شیطان از غایت اجباری بودن افکار وسواسی حکایت می کند.(20)

    به طور کلی، از روایات می توان نتیجه گرفت که:
    اولاً، وسوسه یا وسواس نوعی اختلال روانی است.
    ثانیا، با اضطراب و ترس همراه است.
    ثالثا، وسوسه و ذهاب عقل و کثرة التخلیط در اختلال روانی باهم مشترکند.

    رابعا، مراد از وسوسه، وسوسه فکری است و از این رو، از آن به « شیطان الوسوسة» تعبیر شده است؛ زیرا شیطان کارش این است که افراد را به افکار ناخواسته و مذموم بکشاند تا به وسیله آن ، رفتاری ناپسند از آن ها صادر شود.(21)

    ب . محتوای وسواس

    وسوسه و وسواس در فرهنگ عرفانی، همان «هواجس و خواطر» نفسانی و به معنای انگیزش های نفس آدمی است. نفس، آدمی را به انجام کارهایی ترغیب می کند و بر آن اصرار می ورزد. این خاطره های نفسانی اگر طبق موازین شرع باشند، به سمت نعمت های خداوند و انجام اعمال مشروع گرایش پیدا می کنند، اما وسوسه های شیطانی همواره آدمی را به سوی گناه و معصیت می برند و تنها با توکّل به ذات اقدس خداوند و ذکر حضرت او از میان می روند و بی اثر می شوند. وسواس مرضی است که اغلب، اشخاص متدیّن به آن مبتلا می شوند؛ گاه در نیت و گاه در مخارج حروف و گاه در صحّت وضو و غسل و گاه در عدد رکعات نماز و گاه در طهارت و نجاست. به همین دلیل ، در علم فقه ، بابی تحت عنوان «کثیرالشک» یا «وسواس» وجود دارد و طبق دلایل فقهی ، شک وسواسی ارزش مذهبی ندارد و احکام شک شامل افراد وسواسی نمی شود. به طور کلی، محتوای متداول و رایج وسواس ، شک و شبهه در عبادات و در امور مذهبی ، به ویژه طهارت و نجاست، است.

    مرحوم دهخدا در یادداشت های خود درباره این کلمه آورده است: « در تداول ، حالتی است که به بعضی مقدّسین دست می دهد که متنجّس را مثلاً صد بار می شویند و گمان می برند هنوز پاک نشده ، یا کلمه ای از نماز را صدبار می گویند و تصور می کنند درست نبوده ، یا بارها در آب غوطه می خورند و فکر می کنند ارتماس لازم بجا نیامده است.»(22)
    حضرت امام خمینی قدس سره نیز در این باره مواردی از ابتلا به وسواس را ذکر می کنند؛ از جمله درباره طهارت و نجاست، نیت و تکبیرة الاحرام ، قرائت به واسطه تکرار آن و تغلیظ در ادای حروف آن و خروج از قواعد تجوید و وسواس در وضو و غسل.(23)
    یحیی سید محمدی انواع متفاوت وسواس را این گونه ذکر کرده است:(24)

    وسواس فکری :

    درباره سلامتی بدن بسیار فکر کردن و ترس از بیماری، به طوری که فرد وسواسی ممکن است بدون هیچ کسالت و دردی ، به پزشک مراجعه کند و دارو مصرف نماید.

    وسواس اعتقادی :

    اندیشه های بیهوده درباره مردن ، قبر ، برزخ ، معاد ، خیر و شرّ ، خوبی و بدی و...

    وسواس افراطی :

    وجود افکاری که به هیچ وجه عاقلانه نیست؛ مثلاً ، گاه فرد وسواسی عقیده دارد که داروی بخصوصی طول عمر می آورد و حال آن که ممکن است مضر باشد.

    وسواس عملی :

    فرد وسواسی دست به کارهایی می زند که کاملاً بی مورد و حتی مخالف عرف و خلاف شرع و احکام الهی است و شاید بدعت محسوب گردد. در صورت همراه شدن وسواس عملی و فکری ، فرد با مشکلات بیش تری مواجه می شود.
    آثار وسواس عملی فراوانند؛ از جمله تکرار شستن، رفتارهای انحرافی (مثل دزدی بدون نیاز مادی)؛ شمارش بی فایده اشیا، به صورت خاصی راه رفتن (مثلاً، با فاصله 3 سانتی) و ترس از آلودگی و مرگ. به طور کلی ، افراد مبتلا به وسواس ممکن است به امراضی مانند افسردگی ، کم خونی ، بی محبت شدن ، احساس های بیجا که جنبه افراط و تفریط دارند و پندارهای موهوم دچار شوند.

    انواع وسواس


    از آیات و روایات نیز می توان انواعی از وسواس را استخراج کرد که عبارتند از:

    1. وسواس جدال و کشمکش

    یکی از نمونه های بارز و روشن وسوسه های شیطانی ، جدال و کشمکش و گفت وگوهای زننده و پرخاش جویی و ستیز است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: « به تحقیق ، شیاطین دوست خود را وسوسه می کنند تا با شما به جدال و کشمکش برخیزند.» (انعام: 121)

    2. وسواس در نیت

    وسواس در نیّت نوعی از کارهای عجیب و غریب و بیهوده برخی افراد مبتلا به وسواس است؛ مانند این که در نیت برای نماز تعلّل می کند و از نماز جماعت باز می ماند.
    ابوحامد غزّالی معتقد است وسوسه در نیت نماز ، یا به سبب کمبود عقل است یا به دلیل آشنا نبودن به شرع؛ زیرا فرمان برداری و تعظیم و اجرای دستورات در قصد و نیت ، مثل فرمان برداری و تعظیم دستورات دیگران است.

    3. وسواس های اعتقادی

    وسوسه های شیطان گاه به مراحل خطرناک تری می رسند و تا پای اعتقادات مؤمنان پیش می روند. شیطان می کوشد مؤمنان را در اعتقادات و مبانی فکری وسوسه کند و پایه های ایمانی آن ها را سست سازد؛ از جمله در مسائلی همچون حج، نماز ، روزه ، صدقه ، صله رحم ، خوش زبانی ، تقدّم در سلام و مانند آن.

    4. وسواس در زمان عبادات

    برخی از افراد متدیّن در تعیین و فرا رسیدن زمان عبادات دچار وسواس هستند ، به گونه ای که یقینی عادی مثل سایر افراد برای آن ها حاصل نمی شود و در نتیجه، از فضیلت عبادت محروم می شوند.

    5. وسواس در وضو

    این نوع وسواس یکی از وسواس های بسیار شایع و متداول بین افراد مبتلا به این بیماری است. مبتلایان این کار را آن قدر تکرار می کنند که وقت فضیلت عبادت می گذرد و در آب نیز اسراف می شود.

    6. وسواس بروز حَدَث

    کار شیطان همواره وسوسه های آزاردهنده و شکنجه کننده است؛ از قبیل این که پس از فراغ از غسل و وضو فرد بیهوده احساس می کند که حدث هایی از او خارج می شوند، که البته نباید به آن ها توجه کند.
    به طور کلی ، در کلیه مسائل عبادی و اعتقادی، با تسلط شیطان ، فرد دچار وسوسه می شود و با تکرار یا اجتناب از آن اعمال یا افکار، موجبات محرومیت خویش را از پاداش و ثواب فراهم می سازد. سایر اعمال عبارتند از: وسواس در غسل، قبله، نماز، عدالت امام جماعت، عدم استجابت دعا ، وسوسه ریا، ثروت ، دنیاخواهی و مانند آن.


    پی نوشت ها :

    * دانشیار علوم تربیتی دانشگاه قم و رئیس مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی (دکترای علوم تربیتی)
    ** پژوهشگر در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی (کارشناش ارشد روان شناسی)
    1. Obsessive - Compulsive Disorder (OCD).
    2. J. Piacentini (2000), Cognitive Behavioral Therapy of Childhood OCD. Child and Adolescent Psychiatric Clinics of North America, 8(3), 599 - 616.
    3. obsessive thoughts.
    4. obsessive images.
    5. obsessive yuminations.
    6. obsessive doubts.
    7. obsessive impulses.
    8. obsessive rituals.
    9 نصرت الله پورافکاری، افسردگی واکنش یا بیماری، تهران، آزاده، 1371.
    10 کیت هاوتون، کرک پاتریک، سالکوسکیس و کلارک (1989)، رفتار درمانی شناختی: راهنمای کاربردی در درمان اختلال های روانی، ترجمه قاسم زاده، تهران، ارجمند، 1376.
    11 مایکل گلدز، دنیس گات و ریچارد می یر، مبانی روان پزشکی آکسفورد، ترجمه کیانوش هاشمیان و ابوحمزه الهام، تهران، تبیان، 1377.
    12. J. Piacentini, Opcit.
    13 علی نقی فقیهی، شناخت مشاوره از دیدگاه اسلامی (چکیده مقالات دومین همایش)، تهران، سپهر، 1379، ص 97.
    14 اثیرالدین محمد بن یوسف بن ابی حیان اندلسی، تفسیر البحر المحیط، ج 10، ص 579.
    15 محمود ارگانی بهبهانی، شناخت و درمان وسوسه و وسواس در اسلام، قم، مجمع ذخائر اسلامی، 1379، ص 20 19.
    16 محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 57، ص 122.
    17 محمود ارگانی بهبهانی، پیشین، ص 21.
    18 ابن منظور، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج 15، ص 293.
    19 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 66، ص 163، ح 20، 4 تا 43 و ج 82، ص 83، ح 30.
    20 علی اکبر دهخدا، فرهنگ دهخدا، ج 14، حرف واو.
    21 امام خمینی، چهل حدیث، تهران، رجاء، 1368، ص 402.
    22 ر.ک.به: یحیی سیدمحمدی، وسوسه و وسواس در اسلام.
    23 کنزالعمّال، ح 1266.
    24 شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 1، ص 231، ج 5 و 6.


    منبع: پایگاه حوزه
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....

  2. #2

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض

    وسواس و درمان آن (2)



    نويسنده: علی نقی فقیهی / جمشید مطهری



    مقایسه دو شیوه شناخت درمانگری اسلامی و شناخت درمانگری سنّتی


    ج. علایم وسواس


    از احادیث مربوط به علایم وسواس ، می توان نتیجه گرفت:
    اولاً، وسواسی کسی است که برای دوری از افکار ناخواسته (مذموم ، رنجش آور یا ناشدنی) به افعالی مانند خوردن خاک، خرد کردن کلوخ ، کندن ناخن ها با دندان و به دندان گرفتن ریش پناه می برد.
    ثانیا ، تمنّا و به فکر آرزوهای غیرممکن بودن از مصادیق وسواس است.
    ثالثا ، مراد از «وسواس» در این روایات، وسواس فکری است؛ زیرا علایم ذکر شده مانند خوردن خاک ربطی به وسواس عملی ندارد.

    از سوی دیگر، بر اساس احادیث مربوط به وسواس، وسواس با شک و تردید همراه است و وسواسی در امور اعتقادی، وضو، طهارت و مانند آن زیاد دچار تردید می شود.(25)
    وسواسی به صحّت و درستی عملی که انجام می دهد اطمینان ندارد و از این رو، آن را تکرار می کند و در آخر هم رضایتی از عمل خود ندارد. احادیثی که از اعاده و تکرار عمل منع می کنند، بر این موضوع دلالت دارند.(26)

    احساس الزام و اجبار به عمل و رفتار و دخالت نداشتن اراده وسواسی در آن، به گونه ای که گویا عمل خود را ناشی از شیطان می داند، از ویژگی های دیگر افراد مبتلا به وسواس است.(27) احساس به بن بست رسیدن و این که خود قادر به انجام عمل به صورت عادی نیست و از این رو، از فرد دیگری مثل امام علی علیه السلام کمک می خواهد یا به خداوند التجا می کند، از ویژگی های دیگر وسواسی در روایات است.(28)

    د. سبب شناسی وسواس


    نظریه پردازان اسلامی با استنباط از روایات و احادیث معصومان علیهم السلام معتقدند: وجود اضطراب (حالات شدید روحی)، اختلالات جسمی (مانند سوء هاضمه)، توجه افراطی و غرق بودن در غرایز (شهوات و امیال کاذب) عدم رشد عقلی، ضعف در اراده (تسلیم شدن در برابر افکار شیطانی)، شک و تردید در اعمال، عدم اعتماد به نفس و مواردی مانند آن می توانند سرچشمه اختلال وسواس فکری عملی گردند.
    از احادیث گوناگون به دست می آید که بین معده و دستگاه گوارش با وسواس (فکری) رابطه وجود دارد:(29)

    امام موسی کاظم علیه السلام می فرماید: « چه بسا شخصی که دچار سوءهاضمه است و در هضم غذا با مشکل روبه روست یا پرخوری زیاد می کند، به اختلال وسواس دچار می شود.»(30)
    همچنین بین امیال کاذب و وسواس فکری رابطه وجود دارد. در روایت دیگری می فرماید: « هرچه شهوتِ غیر واقع بینانه بیش تر باشد ، احتمال مبتلا شدن به وسواس نیز بیش تر است.»(31)

    بین رشد عقلی و وسواس فکری نیز رابطه منفی وجود دارد و از این رو ، ملائکه به وسواس فکری مبتلا نمی شوند.(32) ریشه وسواس عملی هم در وسواس فکری است و از این رو، اگر از کسی که به وسواس (مثلاً ، وضو یا نماز) مبتلا شده است، سؤال شود که چرا این گونه عمل می کنی ، در پاسخ می گوید: افکار شیطانی باعث می شوند.(33)

    پیش گیری از وسواس

    از نظر اسلام، راهکارهایی که از ابتلا به وسواس پیش گیری می کنند ، همان شیوه های تربیتی هستند که سلامت روانی فرد را ارتقا می دهند و مانع بروز بیماری های روانی می گردند. در ادامه ، به تعدادی از این روش ها اشاره می شود:

    1. پرورش صحیح ذهنی و رشد عقلانی و پرهیز از تقویت بیش از اندازه قوّه خیال در مراحل رشد؛
    2. عدم به کارگیری شیوه های نادرست تربیتی از قبیل سخت گیری بیجا ، تهدید ، تنبیه بدنی ، تحقیر ، ملامت و خرده گیری افراطی ؛ زیرا این شیوه ها امنیت روانی کودک و نوجوان را مختل می سازند.
    3. پیش گیری از تشدید اضطراب ، ترس ، پرخاشگری و مانند آن که زمینه ساز ابتلا به وسواس هستند.
    4. برقراری نظم و انضباط منطقی در زندگی و برنامه ریزی صحیح در اشتغالات، استراحت و عبادت ، به گونه ای که فرد اوقات خود را به بیکاری و بطالت نگذراند و زمینه را برای اشتغال به امور خیالی فراهم نسازد.
    5. کسب آگاهی صحیح و کافی نسبت به وظایف شرعی و زدودن هرگونه ابهام در این زمینه و توجه به اصول برائت در همه امور و تعیین قلمرو و اصل احتیاط؛(34)
    6. استحمام و شست وشوی سر با آب و برگ سدر که در جلوگیری از ابتلا به اختلالات مغزی مؤثر است.(35)
    7. ایجاد اشتغال ذهنی با ذکر و قرائت قرآن به ویژه سوره «یس».(36)

    و. درمان وسواس

    درمان این مرض قلبی ، که احتمال دارد افراد را به هلاکت ابدی و شقاوت سرمدی برساند ، همچون سایر بیماری های روانی، با علم و عمل بسیار آسان است، ولی انسان باید ابتدا خود را مریض بداند و پس از آن درصدد علاج برآید. مشکل در اینجاست که شیطان طوری مقدّمات را برای این بیماری آماده می کند که فرد خود را مریض نمی داند، بلکه دیگران را منحرف و سهل انگار می پندارد. هرکسی که در خود شائبه این امر را یافت، باید به مردم معمولی مراجعه کند و عمل خود را بر علما و فقها عرضه دارد و از آن ها بپرسد که آیا مبتلا به وسواس است یا نه. پس از آن که دریافت مبتلا به وسواس است، لازم است به اصلاح خود بپردازد.

    راه عمده برای معالجه وسواس ، بی اعتنایی به وسوسه های شیطانی و خیالاتی است که شیطان به فرد القا می کند. بدون شک، پس از چندین مرتبه بی اعتنایی و عمل بر خلاف رأی شیطان، او از انسان مأیوس می شود و قطعا بیماری اش معالجه خواهد شد.(37)
    در احادیث و روایات معصومان علیهم السلام به روش ها و فنون شناختی ، معنوی ، ارتباطی، عملی و دارویی برای درمان اختلال وسواس فکری عملی اشاره شده است.(38) این روش ها به شرح ذیل می باشند:

    1. آگاه سازی فرد وسواسی از وضع نابهنجار خود و موقعیتی که در ارتباط با خداوند دارد و ایجاد آمادگی روانی برای درمان؛ از جمله زنده کردن امید به درمان در وی؛(39)

    2. پرورش عزّت نفس و تبیین منافات آن با وسواس و بندگی شیطان و تقویت اراده و اعتماد به نفس در فرد.(40)

    3. تشریح کامل وظایف شرعی در مورد افکار و اعمال وسواسی و تقویت اراده و تعهد عملی به ضوابط و احکام شرعی و عدم تخلّف از آن.(41)
    در این زمینه ، امام علی علیه السلام نیز می فرمایند: «هرکس یقین و اعتقادش درست باشد، رغبتی به جدال و کشمکش نشان نمی دهد.»(42)
    از برهان خُلف سخن حضرت علی علیه السلام چنین استنباط می شود که اهل شک و تردید و وسوسه ، افرادی هستند که در مباحثه و گفت وگوی روزمرّه و عملی جدل می کنند و از سرکوب کردن مخاطب خود احساس غرور می نمایند.(43)

    وضو گرفتن قبل از غذا و بعد از غذا و ذکر نام خداوند ، از جمله شیوه های مهم مقابله با وسوسه شیطان است.(44) امام صادق علیه السلام فرمودند: «زمانی که کسی وضو بگیرد و بسم اللّه نگوید، شیطان در آن وضو شریک خواهد بود و در خوردن و آشامیدن و هر کار دیگری سزاوار است که بسم اللّه گفته شود و در غیر این صورت ، شیطان در آن شرکت خواهد داشت.»(45)

    4. تغییر موقعیت در مورد عمل وسواسی؛ برای مثال ، در مورد لباسی که پس از شستن ، رنگ خون در آن هنوز باقی است و زمینه وسواس را در فرد فراهم می کند ، پیشنهاد می شود که آن لباس را رنگ آمیزی کند یا از لباس تیره، که پس از شستن، رنگ خون در آن مشخص نیست ، استفاده نماید؛

    5. به خدا تکیه کردن و به وی پناه بردن ، استعانت و توجه قلبی و زبانی به پروردگار که وسوسه های نفس و شیطان را دور می کند و به تدریج، از بروز افکار ناخواسته جلوگیری می نماید و فرد با اعتماد به خداوند، می تواند خود را کنترل نماید و از وسواس دوری کند.
    حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «هنگامی که شیطان کسی را وسوسه کرد، باید به خدا پناه ببرد و بگوید: "آمنتُ بالله و برسوله مخلصا له الدین".»(46)
    از ظاهر روایت مزبور معلوم می شود که وسواس اعتقادی و فکری منظور است که درمان آن شامل دو چیز می باشد: توکّل به خداوند و خود را در پناه وی احساس نمودن؛ و دیگر این که با زبان تکرار کند تا فکر ناخواسته و انحرافی در ذهن او نیاید.

    6. درمان از طریق خوردن انار، به ویژه انار شیرین و همچنین خوردن روغن زیتون ، خرما ، سیب ، کندر ، سبزیجات و دود کردن اسپند؛
    پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: « هرکس انار بخورد ، قلبش نورانی می گردد و وسوسه تا چهل روز از او دور می شود.»(47)
    در مورد فواید سیب نیز روایاتی آمده است؛ چنان که جعفری نقل می کند: امام کاظم علیه السلام فرمودند: « سیب شفا و درمان چندین مرض است: زهر و جادو و وسوسه هایی که از ساکنان زمین پدیدار می شوند و بلغمی که غالب شده است، و هیچ چیز نیست که زودتر از سیب سود ببخشد.»(48)

    در زمینه استفاده از کندر و اسپند نیز امام صادق علیه السلام فرموده اند: «استفاده از کندر فراری دهنده شیطان ها و برطرف کننده دردهاست و هر خانه ای که در آن اسپند دود کنند، شیطان از آن خانه تا هفتاد خانه می گریزد.»(49)
    همچنین پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «سفره های خود را با سبزیجات مزیّن کنید؛ زیرا خوردن آن ها همراه با گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم" سبب گریز شیطان خواهد بود.»(50)
    در کتاب های معتبر دینی و فقهی، بیش از ده روایت درباره روغن زیتون آمده است. برای نمونه، امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: «از جمله سفارش های پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام آن است که روغن زیتون را بخور و به بدنت بمال! بدون تردید، هرکسی از آن بخورد و آن را به بدن بمالد تا چهل روز شیطان به او نزدیک نخواهد شد.»(51)

    در سخنان معصومان علیهم السلام فواید بسیاری برای خوردن خرما بیان شده است؛ از جمله پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «جبرئیل به من خبر می دهد که در خرما نُه خصلت است: از بین بردن توانایی شیطان و قوّت تفکر و ازدیاد حس شنوایی و بینایی و خوش بویی و سلامتی دهان و معده و برطرف کردن دردها و مؤثر در هضم غذا و موجب تقرّب به درگاه حضرت احدیت و دوری از شیطان.»(52)
    همچنین روزه داری و پرهیز از پرخوری از فنون مهم درمان وسواس است و به دو دلیل در ارتباط با وسواس بر روزه داری تأکید شده است: یکی معنوی؛ زیرا انسان روزه دار توجهش به خدا زیاد است و از این رو ، افکار شیطانی به او هجوم نمی آورند، و دوم آن که لازمه روزه داری پرهیز از پر بودن دایمی معده می باشد و این در کاهش افکار و امیال وسواسی مؤثر است.

    امام صادق علیه السلام فرمودند: «حقیقتا هیچ راحتی برای مؤمن جز ارتباط و لقای پروردگار وجود ندارد. البته چهار چیز است که راحتی را فراهم می سازد؛ از جمله گرسنگی و روزه داری برای خدا که دارای دو تأثیر مهم است: 1. امیال و هواهای نفسانی را تحت کنترل قرار داده، مانع تبلور افراطی آن می شود. 2. فرد را از وسوسه های شیطانی و اوهام و افکار مزاحم باز می دارد.»(53)
    مطالعات اخیر حاکی از آن است که میزان ابتلا به وسواس درافراد طبقات مرفّه جامعه بیش از بقیه افراد جامعه می باشد.(54)

    7. خضاب و رنگ کردن مو و شانه کردن آن موجد شادابی و آرامش فرد می شوند و در کاهش وسواس مؤثرند؛ حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: «لاغری و بیماری را از بین می برد و از وسوسه های شیطانی کم می کند.»(55)

    8. اکتفا به واجبات و ترک مستحبات و پرداختن به ضرورت ها و پرهیز از غیر آن.
    امام علی علیه السلام فرمودند: « دل های آدمیان گاهی پرنشاطند و گاهی بی نشاط؛ آن گاه که پرنشاطند، آن ها را به انجام مستحبات نیز وادار کنید و آن گاه که بی نشاطند، تنها به انجام واجبات قناعت کنید.»(56)

    9. مراقبت مستمر از وسواس و کنترل پیوسته افکار و اعمال خود در فرایند درمان و نظارت مشاوره ای معتبر بر اجرای دستورات و انجام وظایف.
    در این باره امام صادق علیه السلام فرمودند: « هرگز نمی توانی با شیطان و راه های چیرگی او و انواع وسوسه های وی مقابله کنی، مگر با رعایت چهار نکته :
    1) مراقبت دایم از نگرش ها و افکار خود و عوامل تأثیرگذار بر آن ها؛
    2) پایداری در مسیر حق و انجام وظیفه شرعی؛
    3) توجه به عظمت و اعتبار زندگی اخروی یعنی مقصد متعالی و خوش بختی جاوید خود؛
    4) توجه به خدا و قدرت او و توکّل بدو.»(57)


    پی نوشت ها :

    25 همان، ج 1، ص 46 / محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 11.
    26 محمدبن یعقوب کلینی، پیشین، ج 2، ص 424، ح 2.
    27 علی نقی فقیهی، پیشین، ص 98.
    28 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 66، ص 163.
    29 همان، ج 72، ص 69.
    30 محمدبن یعقوب کلینی، پیشین، ج 1، ص 11.
    31 همان، ج 1، ص 11 / شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج 1، ص 46.
    32 محمدبن یعقوب کلینی، فروع کافی، ج 3، ص 4، ح 7.
    33 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 76، ص 87 / شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص 19.
    34 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 92، ص 290.
    35 امام خمینی، پیشین، ص 405 406.
    36 علی نقی فقیهی، پیشین، ص 101.
    37 محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 424 / همو، فروع کافی، ج 3، ص 14.
    38 نهج البلاغه، خ 91.
    39 محمدبن یعقوب کلینی، فروغ کافی، ج 3، ص 14 و ص 360.
    40 آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 352.
    41 یحیی سید محمدی، پیشین، ص 76.
    42 محمود ارگانی بهبهانی، شناخت و درمان وسوسه و وسواس در اسلام، ص 121.
    43 محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 424.
    44 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 10، ص 102.
    45 همان، ج 66، ص 162، ح 36 تا 42.
    46 ابی جعفر احمدبن محمدبن خالد البرقی، المحاسن، ق. المجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام ، 1413، ج 2، ص 553.
    47 شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج 5، ص 96، باب 97، ح 6025.
    48 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 62، ص 300.
    49 ابی جعفراحمدبن محمدبن خالدالبرقی،پیشین،ج2، ص 485.
    50 همان، ج 201، ص 789 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 66، ص 126.
    51 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 69، ص 69.
    52 ر.ک: جمشیداحمدی، وسواس ودرمان آن، شیراز،نوید،1368.
    53 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 76، ص 97.
    54 نهج البلاغه، حکمت 312.
    55 محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 72، ص 124، روایت 2.
    56. Neutralization.
    57. Compulsive Behavior.


    منبع: پایگاه حوزه
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....

  3. #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض

    وسواس و درمان آن (3)


    نويسنده: علی نقی فقیهی / جمشید مطهری



    مقایسه دو شیوه شناخت درمانگری اسلامی و شناخت درمانگری سنّتی


    وسواس از دیدگاه سنّتی


    الف. تعریف وسواس

    وسواس های عبارتند از: افکار ، تصاویر ذهنی و تکانه های ناخواسته و مزاحم. این وسواس ها معمولاً از جانب فرد به عنوان افکار، تصاویر و تکانه های ناسازگار ، بی معنا ، ناپذیرفتنی و مقاومت ناپذیر ، تلقّی می شوند. محرّک های برانگیزاننده زیادی وجود دارند که وسواس ها را موجب شوند. وقتی فرد دچار یک فکر وسواسی می شود ، احساس ناراحتی یا اضطراب می کند و مایل است برای خنثی سازی(58) (جبران) وسواس یا پیامدهای آن اقدام کند. خنثی سازی غالبا شکل رفتار اجباری(59) (شست وشو یا وارسی کردن) به خود می گیرد. رفتارهای وسواسی معمولاً به شیوه ای قالبی یا طبق قواعد برخاسته از دیدگاه ویژه فردی، به وقوع می پیوندند. این رفتارها به تسکین موقّتی اضطراب منجر می شوند ، به طوری که فرد تصور می کند اگر این رفتار صورت نمی گرفت ، اضطرابش افزایش می یافت.

    رفتارهای بی اثرساز شامل تغییراتی در فعالیت ذهنی هستند؛ مانند این که فرد در واکنش به یک فکر وسواسی بخواهد آگاهانه به چیز دیگری فکر کند. همچنین در این افراد رفتارهای اجتنابی(60) نیز مشاهده می گردد، بخصوص اجتناب از موقعیت هایی که افکار وسواسی را برمی انگیزانند.
    از لحاظ بالینی، پدیده وسواس فکری عملی را معمولاً به دو دسته افکار وسواسی بدون رفتارهایی آشکار و وسواس های همراه با رفتارهای آشکار تقسیم کرده اند. (راچمن و هاجسون(61) 1980، نقل از سالکوسکیس و همکاران، 1977).

    ب. محتوای وسواس ها

    محتوای افکار، تکانه ها و تصورات وسواسی معمولاً از دیدگاه فرد مبتلا، غیرقابل قبول و منافی با اصول است. هرقدر اندیشه مزاحم ناپذیرفتنی تر باشد، وقوعش فرد را بیش تر ناراحت می کند. شایع ترین محتوای افکار وسواسی، همراه با نمونه هایی از انواع افکار و رفتارهای اجباری مربوط به آن ها در ذیل ارائه شده است. (سالکوسکیس و کمپل، 1994)

    نمونه وسواس


    آلودگی (افکار مربوط به آسیب دیدن بر اثر تماس با میکروب ، مدفوع ، خون ، سم و مانند آن) ؛
    آسیب رساندن به خود یا دیگران؛
    مرگ یا تصور مرگ عزیزان؛
    ترس از رفتار غیرقابل پذیرش از لحاظ اجتماعی (مثل داد زدن، ناسزا گفتن و به زبان آوردن الفاظ رکیک)؛
    امور جنسی (اشتغال ذهنی درباره اندام ها و اعمال جنسی غیرقابل پذیرش)؛
    مذهب (افکار کفرآمیز و شکل های مذهبی).
    نظم و ترتیب (قرار دادن اشیا در جای خود، انجام اعمال به نحو درست و بر حسب الگو و یا شمارش خاص)؛
    بی معنا (جمله ها، تصورات، آهنگ ها، کلمات و رشته های بی معنای اعداد).

    نمونه رفتارهای اجباری

    ضد عفونی کردن تمام چیزهایی که احتمالاً دیگران با آن ها تماس داشته اند؛
    پنهان کردن اشیای تیز مثل چاقو؛
    وارسی کردن ماشین خود برای اطمینان از این که با کسی تصادف کرده یا کسی را کشته است؛
    سعی در کنترل رفتار خود، اجتناب از موقعیت های اجتماعی و نظرخواهی از دیگران در مورد مناسب بودن رفتار خود؛
    ترس از تنها بودن با جنس مخالف یا کودکان؛
    دعا خواندن افراطی، نذر و نیاز زیاد در راه خداوند؛
    کارها را به تعداد موردپسند تکرار کردن، تکرار یک کار تا وقتی به آرامش خیال برسد؛
    شنیدن آهنگ برنامه ورزشی تلویزیون در ذهن هنگام مطالعه و تکرار این کار تا زمانی که بتواند پاراگراف موردنظر را بدون شنیدن آهنگ بخواند.

    ج. علایم و ملاک های تشخیصی وسواس

    طبق چهارمین مجموعه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روان پزشکی امریکا (DSM- IV 1994)(62) ملاک ها و علایم تشخیصی اختلال وسواس فکری عملی عبارتند از:

    1. وجود افکار وسواسی

    افکار، تکانه ها یا تصاویر ذهنی که گاهی در حین اختلال روانی تجربه می شوند ، ایجاد آشفتگی می کنند، مزاحم و نامناسب تلقّی شده، موجب اضطراب یا نگرانی قابل ملاحظه می شوند.
    این افکار ، تکانه ها ، یا تصورات ذهنی صرفا ناشی از نگرانی های مفرط درباره مسائل واقعی زندگی نیستند.
    شخص تلاش می کند این افکار ، تکانه ها یا تصاویر ذهنی را متوقف کند ، از آن ها اجتناب نماید یا با فکر و عمل دیگری، آن ها را خنثی سازد.
    شخص می داند که افکار ، تکانه ها یا تصورات وسواسی محصول ذهن او هستند و از خارج به او تحمیل نمی شوند.

    2. وجود اعمال اجباری

    رفتارهای تکراری (مثل شستن دست و وارسی کردن) یا اعمال ذهنی (مثل نیایش ، دعا ، شمارش و تکرار لغات به صورت بی صدا) که شخص احساس می کند مجبور است در واکنش به یک فکر وسواسی انجام دهد یا مطابق اصولی که باید به دقت رعایت شوند، عمل کند.
    این رفتارهای تکراری یا اعمال ذهنی با هدف جلوگیری از ناراحتی یا رخ دادن اتفاقات و وقایع وحشتناک طرح ریزی می شوند و در عین حال، با آنچه قرار است خنثی یا پیش گیری شود ارتباط ندارند و به وضوح افراطی اند.

    د. سبب شناسی وسواس

    به طور کلی ، نظریه های شناختی بر شیوه شناخت افراد از محیط و از خودشان تأکید دارند؛ این که آنان چگونه پدیده ها را درک و ارزشیابی می کنند ، چگونه یاد می گیرند و چگونه می اندیشند. اختلال وسواس فکری عملی نیز از دیدگاه شناختی اختلالی است که ریشه در پردازش های شناختی دارد و فرد افکار ، عقاید ، و تصورات و تکانه های ناخواسته مزاحمی را تجربه می کند که در او ایجاد تشویش می کنند و حذف آن ها برایش مشکل است.
    از سوی دیگر ، هنگام ارزیابی و درمان وسواس ها، به آسانی می توان بسیاری از تحریفات شناختی موجود در اغلب درمان جویان وسواسی را مشاهده کرد. چندین نوع از خطاهای شناختی یا عقاید غیرمنطقی که تاکنون شناخته شده اند، شامل مقوله های ذیل هستند.(63)

    1. خطر، آسیب؛
    2. شک، عدم یقین و تصمیم گیری؛
    3. کمال گرایی؛(64)
    4. احساس گناه، مسؤولیت، شرم، تعصّب و اخلاق؛(65)

    بسیاری از پژوهشگران معتقدند: افراد مبتلا به اختلال OCD غالبا خطر پیامدهای منفی بسیاری از اعمال را به صورت افراطی و بیش از اندازه براورد می کنند.(66)
    حال، سالکوسکیس (1985) اعتقاد دارد که مبتلایان ممکن است واقعا خطر یا آسیب را به صورت افراطی براورد نکنند، بلکه مسؤولیت خود را بیش از اندازه براورد کنند یا به خاطر فرضیات اساسی، خود را سرزنش نمایند.
    ناتوانی در تصمیم گیری یکی دیگر از خصوصیات شناختی مبتلایان به OCD است. در یک بررسی مقایسه ای ، فریستون و همکاران او (1993) دریافتند که ناتوانی در تحمّل عدم قطعیت، یکی از مشخصه های مهم نگرش های شناختی وسواسی است.

    یکی دیگر از باورهای نادرست مبتلایان OCD این است که انسان باید در همه زمینه ها شایستگی داشته باشد و ناکامی در جامه عمل پوشاندن به عقاید کمال گرایانه باید تنبیه گردد.
    پیمتنPimten) 1987) معتقد است: اعمال کمال گرایانه مکرّر در مبتلایان ، نشان دهنده کنترل افراطی رفتار است؛ بدین معنا که این افراد می کوشند ادراکات خود را با عطف های ذهنی ویژه ای انطباق دهند.

    همچنین پژوهشگران معتقدند: احساس مسؤولیت ادراک شده و احساس گناه، پیش بینی کننده های خوبی برای محتوای فکر وسواسی و اعمال تشریفاتی افراد می باشند.(67) در مورد تعصّب و اخلاق مبتلایان به OCD اطلاعات کمی در دسترس است. یافته های گزارش شده توسط استکتی و همکاران او (1991) نشان می دهند که نوع مذهب فرد نقش نسبتا ضعیفی در نشانه شناسی روانی دارد.

    راچمن (1997) نیز عوامل ذیل را در سبب شناسی OCD مؤثر می داند:

    1. شناخت های نادرست که منجر به ایجاد اضطراب می شوند؛
    2. میزان اهمیتی که فرد به افکار وسواسی خود می دهد
    (اهمیت افراطی به افکار مزاحم)؛
    3. جهت گیری و تحریفات شناختی (خود را مسؤول و مقصّر دانستن برای حوادث ناراحت کننده)؛
    4. تعبیرها و تفسیرهای فاجعه آمیز و افراطی از میزان اهمیت افکار مزاحم.

    به طور کلی، می توان گفت: افکار و تکانه های مزاحم زمانی می توانند منجر به اغتشاش در افراد شوند که برای فرد مهم باشند و با افکار خود کارِ منفی مرتبط گردند. بنابراین، مشکل به خود افکار مزاحم مربوط نمی شود، بلکه به ارتباط پردازشی آن ها با افکار منفیِ خودکار و باورهای مربوطه برمی گردد.(68)

    پیش گیری از وسواس


    از دیدگاه شناخت رفتار درمانگری ، هرکس می تواند دارای افکار ناخواسته ، تکراری یا ناخوشایند باشد ، اما در حالی که بسیاری از افراد این افکار را بی معنا تلقّی می کنند و آن ها را به آسانی از قلمرو ذهنی خویش بیرون می رانند، افراد مبتلا به وسواس، خود را به خاطر داشتن چنین افکار وحشتناکی مسؤول و قابل سرزنش می دانند و می ترسند که این افکار به اعمال یا پیامدهای زیان بخشی منجر شوند و کوشش می کنند با استفاده از جلوه هایی مانند القای ارادی افکار خوب به خویشتن و وارسی کردن به خنثی سازی این افکار بپردازند. بدین سان، نارسایی در عملکرد نظام شناختی مبتلایان به وسواس، باورهای نامتناسبی در پی دارد که به ادراک نادرست تهدیدها ، که خود نیز ایجاد کننده اضطراب هستند، منتهی می شود. بر این اساس، در رویکرد شناخت رفتار درمانگری، مسئله پیش گیری به میزان شناخت فرد از خود و تغییرات موقعیت های زندگی برمی گردد و احساس امنیت، آرامش، تعادل روانی ، احساس پیشرفت و برتری و شناخت منطقی از جمله اصول مهم سلامت روان به شمار می آیند.

    بنابراین، داشتن شناخت صحیح ، دانستن نیازها و احتیاجات، نیروهای داخلی، نحوه ارضا و رفع آن ها از راه های منطقی و مطلوب و استفاده از واکنش روانی ناخودآگاه در هنگام مواجه شدن با مشکلات و ناکامی ها باعث تعادل روانی بیش تر می شوند و در نتیجه ، شخص با اطمینان خاطر به زندگی بدون تشویش خود ادامه می دهد. تمام این مسائل مستلزم تربیت صحیح و درست و جامعه ای با زمینه مناسب برای پذیرش افراد متعادل و سازگار می باشد. در نتیجه، پیش گیری در دیدگاه شناختی، شامل کلیه روش هایی است که در نظام شناختی و اعتقادی فرد تغییر و دگرگونی ایجاد می کند.(69)

    و. درمان وسواس

    در شناخت رفتار درمانگری ، معمولاً ارزیابی و درمان در هم ادغام می شوند، به گونه ای که جنبه بسیار مهم ارزیابی، پاسخ به رویارویی بدون خنثی سازی، چه در حین برقراری جلسه درمانی و چه در بین جلسات درمانی ، از تکالیف مهم به شمار می رود؛ زیرا زمانی که حلقه های بین برانگیزاننده ها ، افکار ، فعالیت های خنثی ساز و اجتنابی روشن شوند ، درمانگر و درمانجو به سرعت می توانند طرح درمانی را به مرحله اجرا درآورند. وقتی ارزیابی دقیق و جزء به جزء فراهم شود ، درمان مبتنی بر دو اصل «رویارویی» و «جلوگیری از پاسخ» ، نسبتا راحت و سر راست صورت می پذیرد.(70) برای ارزیابی و شناخت رفتار درمانگری OCD از الگوی روان شناختی اختلال وسواس فکری عملی استفاده می شود که فرض های اساسی آن عبارتند از:

    1. وسواس ها افکاری هستند که با اضطراب ارتباط پیدا کرده اند (شرطی شده اند.) اگر این افکار بیش تر مورد شرطی سازی قرار نگیرند، اضطراب معمولاً کاهش می یابد ، اما به دلیل وقوع رفتارهای اجباری، اضطراب در افکار وسواسی کاهش پیدا نمی کند.

    2. اجبارها رفتارهایی هستند ارادی (آشکار یا ناآشکار) که به رویارویی با این افکار خاتمه می دهند و ممکن است موجب تسکین اضطراب یا ناراحتی به وجود آمده شوند. وقتی رفتار اجباری از طریق کاهش اضطراب تقویت می شود، احتمال وقوعش بیشتر می گردد. بنابراین ، رفتارهای اجباری کوتاه مدت از ناراحتی جلوگیری می کنند.

    3. علاوه بر این، مبتلایان به OCD یاد می گیرند که رفتارهای اجتنابی می توانند مانع افکار وسواسی واضطراب شوند، به گونه ای که از رویارویی با این افکار هرچه بیش تر کاسته می شود.(71)

    به طور خلاصه، اجتناب مانع رویارویی با افکار ترسناک می شود و رفتارهای اجباری آشکار و پنهان به رویارویی خاتمه می بخشند. هر دو نوع رفتار، بیمار را از مقابله و رویارویی با افکار و موقعیت های ترسناک باز می دارند. بدین سان، رفتارهای اجباری و اجتناب، مانع ارزیابی مجدّد می شوند. (اگر بیمار این رفتارها را متوقف سازد، درمی یابد که چیزهایی که او را می ترسانند در عمل اتفاق نمی افتند.)
    بنابراین ، درمان شامل رویارو ساختن بیمار با محرّک های ترسناک و در عین حال، تشویق او برای وقفه در هر نوع رفتاری است که مانع این رویارویی می شود یا به آن پایان می بخشد. همزمان با آن ، ارزیابی مجدد ترس ها مورد تشویق قرار می گیرد، به نحوی که بیمار در می یابد چیزهای مورد ترس، در واقع اتفاق نمی افتند.

    چنان که ذکر شد، در شناخت رفتار درمانگری OCD، معمولاً ارزیابی و درمان در هم ادغام می شوند. ارزیابی شامل مصاحبه مفصّل بالینی، خود بازبینی، تکالیف خانگی و مشاهده مستقیم است. هدف های عمده ارزیابی عبارتند از:

    1. توافق در تنظیم فهرستی از مشکلات؛
    2. تدوین یک صورت بندی روان شناختی از مشکل شامل عوامل زمینه ساز ، آشکارساز و عوامل نگه دارنده فعلی؛
    3. ارزیابی میزان تناسب درمان روان شناختی؛
    4. فراهم کردن وسیله ای برای ارزیابی پیشرفت کار.

    از سوی دیگر، هدف درمان قرار دادن فرد در بالاترین سطح ممکن رویارویی و در عین حال، حذف هر نوع خنثی سازی است. در غیر این صورت، خنثی سازی باعث می شود که فرد مبتلا به OCD به انتهای جلسه رویارویی برسد، بدون آن که مقابله کاملی با ترس ها صورت گرفته باشد. درمان با مشارکت بیمار و با این هدف که بیمار هرچه زودتر در فرایند درمان ، مسؤولیت برنامه ریزی و ادامه آن را خود بپذیرد، صورت می گیرد. استفاده گسترده از تکالیف خانگی باعث می شود که نیل به هدف های درمانی زودتر و با کارایی بیش تری انجام پذیرد. در مراحل بعدی درمان، بیمار خود مسؤولیت اجرا و برنامه ریزی را برعهده می گیرد.


    پی نوشت ها :

    58. Avoidance Behavior.
    59. S.J. Rachmn & R.L. Hodgson (1980), Obsessions and Compulsions, Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.
    60. Diagnostic and Statistical ManuaI of Menta Disorder (DSM- IV).
    61 گیل اس استکتی، درمان رفتاری وسواس، ترجمه عباس بخشی پور، تبریز، مؤسسه انتشاراتی روان پویا، 1376.
    62. Perfectibility.
    63. Morality.
    64. M.H. Freeston, R. haducuer, F. Gagnon & N. Thibodeau (1993), "Belifs about Obsessional Thoughts", Journal of Psychopathology and Behavioral Asse ssment, 15, 1-27.
    65 وسواس، برداشت ها و درمان رفتاری، گیل اس استکتی و همکاران، ترجمه امیر هوشنگ مهریار، تهران، پویا، 1373.
    66. P.M.Salkovskis, D. Westbrook, J. Davis, A. Jeavons & A. Gledhill (1994), Effects of Neutalizing of in Trusive Thoughts: An Experiment Investigation.
    67 بهروز میلانی فر، بهداشت روانی،تهران،قومس،1372،ص53
    68. P.M. Salkovskis, C. Richards & E. Forrester (1995), The Relation between Obsessional Problems and Intrusive Thoughts: Behavioral and Cognitive Psychothrapy, 23, 281, 299.
    69 ر.ک.به: کیت هاوتون و همکاران، پیشین.
    70. form.
    71. Content.

    منبع: پایگاه حوزه
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....

  4. #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض

    وسواس و درمان آن (4)



    نويسنده : علی نقی فقیهی / جمشید مطهری



    مقایسه دو شیوه شناخت درمانگری اسلامی و شناخت درمانگری سنّتی


    روش های ارزیابی مورد استفاده در شناخت رفتار درمانگری


    1. شرح کلی ماهیت مسأله

    این مرحله طی مصاحبه آغازین و با استفاده از سؤال های باز ، مانند «ممکن است درباره مسأله ای که این اواخر داشته اید، توضیح دهید» آغاز می شود. آن گاه مصاحبه کننده با طرح سؤالی درباره تأثیر آن مسأله در طی هفته گذشته ، دامنه را کمی محدودتر می سازد. وقتی تصویری کلی از مسائل موجود بیمار فراهم آمد، نمونه هایی از وقوع مسأله در زمان های اخیر، مورد توجه قرار می گیرد. درمانگر باید سعی کند درباره پیوندهای کارکردی ممکن سرنخ هایی پیدا کند و به ویژه رویدادهایی را که احتمالاً افکار یا رفتارهای خاصی رابرمی انگیزانند، مورد توجه قرار دهد.

    2. شرح تفصیلی و اختصاصی و تحلیل رفتاری

    وقتی تصویری کلی فراهم آمد، مصاحبه وارد تحلیل تفصیلی می شود و بدین منظور ، از نمونه های اختصاصی، که مسأله را مشخص می سازند، استفاده می گردد. درمانگر می تواند این کار را بر حسب نظام های پاسخی سازمان دهی کند؛ به این معنا که درباره جنبه های شناختی ذهنی ، هیجانی، فیزیولوژیک و رفتاری مسأله به پرسش بپردازد و از سؤال های مستقیم استفاده کند و در هر نظام پاسخی، اطلاعاتی درباره افکار وسواسی ، برانگیزاننده های آن، اجتناب و آیین مندی فراهم آورد. در هر مرحله، درستی درک ارزیابی کننده از مسأله، با ارائه خلاصه هایی از گفته های درمانجو وارسی می شود.

    الف. جنبه شناختی ذهنی

    در ارزیابی تجربه ذهنی وسواس ، توجه اصلی به شکل(72) (فکر، تصویر یا تکانه) و محتوای(73) افکار مزاحم معطوف می شود. محتوای افکار هر فرد، ویژه(74) است و باید به تفصیل مورد ارزیابی قرار گیرد. برانگیزاننده های ذهنی افکار وسواسی را نیز می توان همزمان با ارزیابی محتوای این افکار، مورد ارزیابی قرار داد. این برانگیزاننده ها ممکن است افکار، تصورات یا تکانه های غیر وسواسی باشند.
    از سوی دیگر ، آیین مندی های ذهنی نیز باید ارزیابی شوند و بدین منظور ، از درمانجو درباره حوادث اخیری، که فکر وسواسی را برمی انگیخته اند ، به دقت سؤال می شود. در این سؤال ها افکار یا تصاویری که بیمار در ذهنش شکل می دهد، یا هر نوع فعالیت ذهنی که آگاهانه پدید می آورد یا می خواهد به مرحله عمل برساند، مورد توجه قرار می گیرد.

    به دلیل آن که اجتناب (رویگردانی) ممکن است به صورت شناختی یا ذهنی صورت پذیرد، بیمار سعی می کند درباره هیچ چیز فکر نکند یا سراسیمه می خواهد درباره سایر چیزها بیندیشد. این امر نه تنها از رویارویی و ارزیابی مجدّد که قبلاً به آن اشاره شد جلوگیری می کند، بلکه بر عکس ، اشتغال ذهنی درباره چیزهایی را که بیمار نمی خواهد درباره آن ها فکر کند، بیش تر می سازد. بنابراین، مهم است بدانیم که آیا بیمار افکار وسواسی خود را جزو لاینفک شخصیت خود می داند یا نه. همچنین مهم است بدانیم میزان مقاومت بیمار در مورد وسواس ها و نیز آیین مندی های مربوط به آن ها چقدر و چگونه است؛ زیرا این مقاومت، در پذیرش دلیل درمانگر برای جلوگیری از واکنش بیمار مؤثر است. همچنین لازم است میزان بی معنا بودن افکار یا رفتارهای وسواسی از نظر بیمار ، مورد ارزیابی قرار گیرد.

    ب. جنبه هیجانی

    تغییرات خلقی مرتبط با وقوع وسواس ، بخصوص اضطراب ، ناراحتی و افسردگی ، حتما باید مورد بررسی قرار گیرند. این گرایش وجود دارد که اضطراب ، هیجانی مسلط فرض شود ، اما بسیاری از بیماران ، اثر هیجانی وسواس را ناراحتی، تنش خاص، خشم یا انزجار ذکر می کنند. باید معلوم شود که آیا تغییرات خلقی ، قبل از افکار و رفتارهای وسواسی اتفاق می افتند یا به دنبال آن ها.

    ج. رفتارها

    ارزیابی رفتارها، اهمیتی اساسی دارد. هر رفتاری که افکار وسواسی را برمی انگیزد، از رویارویی با آن ها جلوگیری می کند (اجتناب) ، آن ها را پایان می بخشد یا از آن ها ممانعت به عمل می آورد، به تفصیل مورد ارزیابی قرار می گیرد و بنابراین، در مورد هر رفتاری اطلاعات دقیقی فراهم می آید.
    این اطلاعات شکل واقعی رفتار ، طول مدت وقوع ، فراوانی و ثبات رفتار را در بر می گیرند. همچنین عواملی که شدت رفتار را کم و زیاد می کنند مورد ارزیابی قرار می گیرند. این عوامل ممکن است موقعیتی ، عاطفی ، شناختی و یا بین فردی و اجتماعی باشند.

    د. عوامل فیزیولوژیک

    زمانی که احساس های جسمی، خود منشأ ناراحتی به حساب می آیند ، این قسمت از ارزیابی بخصوص ضروری است؛ زیرا احساس هاس جسمی ممکن است افکار و رفتارهای وسواسی را برانگیزانند (مثلاً ، در یک مورد ، بیمار هرگاه احساس می کرد بدنش عرق کرده است، تصور آلودگی پیدا می کرد و باید خود را می شست.) گاهی ممکن است تغییرات بدنی ناشی از رفتار وسواسی باشند و مثلاً بر اثر شست وشوی زیاد پوست آسیب ببیند.

    ه. زمینه بروز مشکل

    ارزیابی کلی درباره تاریخچه بیماری ضروری است. شرایط مربوط به آغاز مشکل بسیار مهم است. شروع مشکل در نوجوانی، در جامعه پذیری و توانایی عمومی بیمار برای مقابله اثر می گذارد. از سوی دیگر ، دخالت و نقش سایر افراد خانواده در رفتار وسواسی بیمار باید ارزیابی شود. اثر مشکل بر کار ، روابط جنسی و خانوادگی فرد باید مورد بررسی قرار گیرد. آخرین بخش مهم در مصاحبه رفتاری، ارزیابی ارزش کارکردی نشانه ها و توجه دادن بیمار به سود وزیان نسبی تغییر است. در پایان مصاحبه ارزیابی، درمانگر باید درباره ماهیت و دامنه مشکل ، یک صورت بندی اولیه به دست دهد و این فرمول بندی باید با بیمار در میان گذاشته شود تا به دنبال آن ، بتوان منطق درمان را مطرح کرد. در این بحث، حتما باید اهمیت «خودکنترلی»(75) و همکاری در درمان مورد تأکید قرار گیرد. همچنین می توان برای روشن نمودن جزئیات مشکل، از آزمون های رفتاری، مصاحبه با بستگان و افراد خانواده ، سنجش های پرسشنامه ای و خود بازبینی(76) به صورت یادداشت روزانه افکار و اعمال وسواسی نیز استفاده کرد. (هاوتون و همکاران، 1989، ترجمه قاسم زاده 1376)

    به طور کلی، رویارویی و جلوگیری از واکنش از بهترین فنون برای درمان وسواس همراه با رفتار اجباری آشکار است و شامل روش های ذیل می شود:

    1. رویارویی ارادی و عمدی با همه موقعیت های اجتنابی؛
    2. رویارویی مستقیم با محرّک های ترسناک ، از جمله افکار مزاحم؛
    3. جلوگیری از آیین مندی های اجباری و رفتارهای خنثی ساز، از جمله رفتارهای ناآشکار.

    درمان وسواس های بدون رفتار اجباری آشکار ، مبتنی بر دو روش «عادت آموزی» و «ایجاد وقفه و فکر» است. «عادت آموزی» بر این فرض استوار است که تمرین های اولیه باید به طور مکرّر و پیش بینی پذیر ، افکاری را طی دوره لازم برای کاهش اضطراب، برانگیزاند و در عین حال، هر نوع اجتناب نهفته و رفتارهای خنثی ساز را متوقف سازد. وقتی در بیمار نسبت به محرّک های پیش بینی پذیر عادت ایجاد شد ، درمان به سوی محرّک های پیش بینی ناپذیر و ایجاد عادت سوق داده می شود و این کار در حالی صورت می گیرد که بیمار هنوز اضطراب دارد. هدف از ایجاد وقفه در فکر این است که راهبردی به منظور کنار گذاشتن افکار فراهم بیاورد و از این رهگذر ، دوام آن ها را کم کند. این امر ممکن است بر افزایش احساس کنترل بیمار و در نتیجه ، در کاهش ناراحتی او اثر بگذارد. در الگوی شناختی رفتاری ، پیش بینی می شود که افکار وسواسی بر اثر خنثی سازی و اجتناب تداوم یابند. بنابراین ، با استفاده از روش مؤثر ایجاد وقفه در فکر ، سعی می شود برنامه ای نیز در جهت حذف خنثی سازی و از جمله ، حذف کسب اطمینان و خاطر جمع شدن و نیز اجتناب تنظیم شود.(77)

    به دلیل آن که در شناخت رفتار درمانگری بر اهمیت نقش فرایندهای شناختی و رفتاری در شکل گیری و تداوم اختلالات روان شناختی و کاربرد روش های تجربی مبتنی بر رفتارگرایی و شناخت گرایی ، برای درمان الگوهای پاسخ دهی نادرست ، تأکید می گردد و با توجه به این که تلفیق فنون شناختی با درمان های رفتاری موجود ، رویکرد غالب در درمان اختلالات روانی است،(78) به سایر فنون رفتاری مؤثر در درمان OCD اشاره می شود. این فنون عبارتند از : رویارویی تجسّمی یا تخیّلی، شوخی و مزاح ، تنش زدایی، نیت متناقض ، تلفن زدن ، درمان به روش بارداری ، که خود شامل روش های خودکنترلی، آموزش هایی برای توقف تشریفات وسواسی، روش های تدریجی (به تأخیر انداختن واکنش)، نظارت شدید و روش های انزجاری می شود.

    خلاصه و نتیجه گیری


    در رویکرد شناختی رفتاری، وسواس به عنوان افکار ، تکانه ها یا تصورات مزاحم و ناخواسته ای تعریف می شود که فرد کنترلی بر آن ها ندارد و عملکرد اجتماعی، شغلی، خانوادگی و تحصیلی او را تحت تأثیر قرار می دهند و برای وی آشفتگی و اضطراب ایجاد می کنند. فرد برای تسکین اضطراب و آشفتگی خود ، به طور موقّت، به خنثی سازی روی می آورد و این خنثی سازی، شکل رفتارهای وسواسی و اجباری به خود می گیرد.

    در دیدگاه اسلامی، منظور از «وسوسه» یا «وسواس» به عنوان یک اختلال روانی ، همان وسواس فکری است که توسط شیطان برانگیخته می شود؛ زیرا کار شیطان آن است که افراد را به سوی افکار ناخواسته ، مزاحم و مذموم بکشاند تا بدین وسیله، رفتارهای ناپسند و اعمال نادرستی از آنان صادر شود. به عبارت دیگر ، نسبت دادن این اندیشه ها و افکار مزاحم، ناخواسته و نادرست به شیطان، دلالت بر اجباری بودن آن ها و غیرقابل کنترل بودن این افکار توسط فرد دارد.
    همچنین در متون و منابع اسلامی به اضطراب زا بودن وسواس نیز اشاره شده و «وسواس عملی» به عنوان نتیجه و پیامدی از «وسواس فکری» مطرح شده است. بنابراین ، به طور کلی ، می توان استنتاج نمود که در هر دو رویکرد، به تعریف مشابهی از وسواس برمی خوریم و در این زمینه ، تفاوت محسوسی بین دو رویکرد موجود نیست.

    اگرچه محتوای وسواس از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما شایع ترین وسواس ها عبارتند از: وسواس آلودگی، ترس از آسیب رساندن به خود یا دیگری، داشتن رفتارهای غیراجتماعی ، اشتغال به امور جنسی غیرطبیعی، وسواس های مذهبی، نظم و ترتیب، وسواس های بی معنا و افکاری در مورد مرگ خود یا عزیزان و وابستگان.

    در ارتباط با محتوای وسواس، اگرچه متون و منابع اسلامی بیش تر به وسواس هایی در ارتباط با انجام اعمال و فرایض مذهبی و دینی نظیر شک در تعداد رکعات نماز ، وضو ، غسل ، نیت نماز ، تکبیرة الاحرام، قرائت، وسواس در طهارت و نجاست (شست وشو) اشاره شده است، با این حال، به انواع دیگر وسواس همچون وسواس در مورد سلامتی و ترس از بیماری، داشتن اندیشه های بیهوده (وسواس اعتقادی)، وسواس در ارتباط با مرگ ، برزخ ، قبر ، دوزخ و معاد ، وسواس های افراطی مانند داشتن افکار و عقاید غیرمنطقی و ناعاقلانه و وسواس جدال و کشمکش نیز اشاره شده است. به طور کلی، در رویکردهای گوناگون، علایم و نوع افکار و حرکات اجباری تقریبا مشابه هستند و بر علایم خاصی مثل تشریفات و آیین مندی های رفتاری، نشخوارهای ذهنی و فکری و اجتناب تأکید شده است.

    مشهورترین اشکال بالینی تشریفات «شست وشو و پاکیزگی» است و تظاهر دیگر وسواس تشریفات «وارسی» است که با هدف جلوگیری از فاجعه های ویژه ای همچون آتش سوزی ، دزدی و مانند آن طراحی می شوند. اَشکال دیگر تشریفات به صورت «نظم و ترتیب» و «احتکار» مشاهده می شود. تشریفات یا نشخوارهای ذهنی، که برای کاهش تشویش و ناراحتی برانگیخته می شوند، توسط ترس های وسواسی طراحی می گردند و شامل شمارش و وردخوانی و مانند آن هستند.

    در متون و منابع اسلامی نیز به هر سه مورد مزبور یعنی «اعمال و آیین مندی های وسواسی» ، «افکار وسواسی یا نشخوارهای ذهنی و فکری» و «اجتناب» اشاره شده است. در احادیث و روایات تأکید شده است که فرد مبتلا به وسواس برای اجتناب از افکار ناخواسته و مزاحم، به رفتارهای اجباری پناه می برد (اجتناب). در متون اسلامی، به این موضوع نیز اشاره شده است که اعمال و رفتارهای اجباری ناشی از افکار و اندیشه های ناخواسته و مزاحم هستند که فرد کنترلی بر آن ها ندارد و ناشی از وسوسه شیطان هستند.

    در ارتباط با سبب شناسی وسواس، رویکردهای شناختی رفتاری بر چگونگی ادراک و ارزیابی پدیده ها توسط فرد تأکید دارند و این اختلال را ناشی از پردازش شناختی نادرست و غیر منطقی افراد مبتلا می دانند. افراد مبتلا به وسواس نه تنها دارای احساس مسؤولیت و احساس گناه افراطی و شدید برای رخ دادن حوادث و وقایع می باشند، بلکه باورهای نادرستی در مورد شایستگی ها و لیاقت های خود دارند که ناشی از کمال گرایی افراطی یا اخلاق گرایی متعالی آن هاست. همچنین این افراد به طور افراطی و شدیدی به افکار مزاحم و ناخواسته ای که تجربه می کنند اهمیت می دهند و تعبیر و تفسیرهای فاجعه آمیزی از این افکار دارند.

    در متون و منابع اسلامی، در زمینه سبب شناسی وسواس ، هم به نقش فرایندهای شناختی و عقلانی مانند «عدم رشد عقلی»، «ضعف در اراده و تسلیم شدن در برابر افکار شیطانی» ، «عدم اعتماد به نفس»، «توجه افراطی به غرق بودن در برابر غرایز و شهوات» و «امیال کاذب» و نیز به نقش عوامل فیزیولوژیک همچون «سوء هاضمه» و هم به نقش عوامل عاطفی و هیجانی مانند « اضطراب » اشاره شده است.
    یکی از نکات اساسی که در هر دو رویکرد بر آن تأکید بسیار می شود، مسأله پیش گیری و درمان است. درباره پیش گیری، نظریه پردازان شناختی بر شناخت منطقی تأکید می کنند و اعتقاد دارند که ایجاد احساس امنیت ، آرامش و تعادل روانی و شناخت منطقی می توانند عوامل مؤثری در پیش گیری از اختلالات روانی باشند واین تحقق نمی یابد، مگر در پرتو تربیت صحیح و درست افراد و جامعه ای با زمینه مناسب برای پذیرش افراد سازگار و متعادل.

    به دلیل این که نظریه های رفتارگرایی بر یادگیری و ارائه الگوهای رفتاری صحیح و منطقی تأکید می ورزند، پیش گیری طبق رویکرد «شناخت رفتار درمانگری» شامل ارائه الگوهای صحیح رفتاری از طریق تقویت و پاداش و روش حذف یا تنبیه و شرطی سازی می باشد. البته باید متذکر شد که کارایی این روش ها بیش تر در حیطه پیش گیری ثانویه به اثبات رسیده است. در دیدگاه اسلامی، راهکارهایی که از ابتلا به اختلالات روانی ، از جمله وسواس فکری عملی، پیش گیری می کنند، شامل روش های ذکر شده در رویکردهای روان کاوی، زیست شناختی ، شناختی و رفتاری می باشند. برخی از این راهکارها عبارتند از: پرورش صحیح ذهنی و رشد عقلانی ، عدم به کارگیری شیوه های سلبی در تربیت مانند تنبیه و تهدید ، جلوگیری از بروز عوامل زمینه ساز اختلالات روانی، همچون اضطراب و ترس ، ایجاد تعادل و نظم در کلیه برنامه های زندگی، دادن آگاهی صحیح یعنی ایجاد شناخت منطقی در افراد نسبت به وظایف شرعی و اجتماعی ، استفاده از گیاهان دارویی مانند سدر و ایجاد اشتغال ذهنی (قرائت قرآن و ذکر).

    در زمینه درمان اختلال وسواس فکری عملی، رویکرد «شناخت رفتار درمانگری» متأثر از نظریه سالکوسکیس (1989) تأکید می کند که اگرچه «مواجهه طولانی مدت با جلوگیری از پاسخ» در درمان بعضی از انواع وسواس موفقیت آمیز می باشد، اما برای سایر افراد مبتلا به اختلال، مانند افرادی که دارای افسردگی شدید و یا عقاید بیش بها داده شده هستند، سودمند نمی باشد. بنابراین، در این رویکرد ، بر شناسایی و اصلاح ارزیابی های منفی و افکار مداخله گر ، اصلاح نگرش های مربوط به احساس مسؤولیت و جلوگیری از خنثی سازی ، که در پی ارزیابی متأثر از احساس مسؤولیت پدید می آید، تأکید می شود.

    این در حالی است که بر اساس متون و منابع اسلامی (آیات، احادیث و روایات) ، می توان از روش ها و فنون گوناگون شناختی، معنوی، ارتباطی، عملی و دارویی برای درمان این اختلال استفاده کرد. در واقع ، در رویکرد اسلامی ، بر تمام ابعاد و جنبه های این اختلال تأکید شده و درمان های گوناگونی از این قبیل در آن به چشم می خورند. آگاه سازی فرد وسواسی از وضع نابهنجار خود و موقعیتی که در ارتباط با خداوند دارد ، پرورش عزّت نفس و تبیین منافات آن با وسواس و بندگی شیطان، تغییر موقعیت در مورد اعمال وسواسی، پناه بردن به خداوند (توکّل به خداوند) و توجه قلبی و زبانی (ذکر خدا و ذکر اهل بیت علیهم السلام )، اکتفا به واجبات و ترک مستحبات و پرداختن به ضرورت ها و پرهیز از اعمال غیرضروری، توجه دادن به الگوها و اسوه ها در اعمال دینی و تشریح رفتار معصومان علیهم السلام ، غرقه سازی در امور معنوی، حسّاسیت زدایی و زدودن اشکال از ذهن فرد وسواسی، تأکید بر روزه داری و پرهیز از پرخوری و درمان های دارویی مانند مصرف بعضی از مواد غذایی، به ویژه انار، خرما، سیب و روغن زیتون و انجام اعمالی که موجب موقعیت روانی ویژه و شادابی و آرامش فرد می گردد، مانند خضاب و رنگ کردن مو، بی اعتنایی به شک و تردید و مراقبت مستمر از فرد مبتلا به وسواس و کنترل پیوسته افکار و اعمال وی.

    بنابراین، فنون درمانی برگرفته از متون اسلامی شامل فنون درمان شناختی، رفتاری و دارویی است. همچنین نتایج پژوهش ها نشان دهنده تأثیر و کارامدی بیش تر این فنون به صورت ترکیبی است، تا به کارگیری این فنون به تنهایی؛ زیرا به کارگیری فنون مزبور به صورت ترکیبی، اثر تعاملی و یا دست کم اثر تجمعی دارد و به بهبودی سریع تر ، بیش تر و پایدار این اختلال منجر می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که شیوه های پیش گیرانه و درمانی رویکرد اسلامی به وسواس، کلی تر، کامل تر و کارامدتر می باشند.


    پی نوشت ها :

    72. Idiosyncratic.
    73. Self0 ontrol.
    74. Self - monitoring.
    75. P.M. Salkovskis, P. Cambell (1994), Thought Suppression in Naturally.
    76. P.M. Salkovskis, Cognitive - Behavioral Factors and The Persisstence of Intrusive Thoughts in Obsessional Problems: Behaviors Research and Theory, 27, 677, 682 / P.M. Salkovskis & H.C. Warwick (1988), Cognitve Theorg of Obsessive Compulsive Disorder: In the Theory and Practice of Cognitive Theory (Perris, C.Blackburn, I.M. and Perris H. eds), P.P 376 - 395, Springer, Heidelbery.


    ••• سایر منابع
    1. The Etiology of Obsessive - Compulsive Disorder Behavior and Research, 35 (3), 211- 219.
    2. Occuring negative In Trusive Thoughts: Behavior Research and Therapy, 32, 1-8.
    3. American Psychiatric Association (1994), Diagnostic, and Statistical "Manual of Mental Disorders", Fourth Edition.
    4. P.M. Salkovskis (1985), Obsessional - Compulsive Problems: Acognitive - Behavioral analysis; Behavior Research and Therapy, 23, 571 - 583.
    5. I.M. Marks (1986), Fears, Phobias and Rizuals (New York: Oxford University Press).
    6. S. Rachman (1996), Obsessions, Responsibility, and Guilt: Behavior Research and Therapy, 31, 149 - 254.
    7. S. Rechman, R. Hodgson & I.M. Marks (1971), How to Remain Neutral: An Experimental Analysis of Neutralization: Behavior Research and Therapy, 34, 889- 898.
    8. A.E. Bergin (1991), "Values and Religious lssues in Psycho Therapy and Mental Health". American Psychologist, 45, 394- 403.
    9. O. Conner, K. Todorov, c. Rebillard, S. Borgeat & M. Brault (1999) "Cognitive - Behavior Therapy and Medication in The Treatment of Obsessive - Compulsive Disorder, Canadian, journal of Psychiatry, 44 (1), 64- 72.
    10.M.J. Kozak, M.R. Liedowitz & E.B. Foa (2000), Cognitive Behavior Therapy and Pharmacotherapy for Obsessive - Compulive Disorde, Goodman, Waynek, Rudorfer, Maltt Hew, V. (Eds), Personality and Clinical Psychology Series.
    11. S. Rachman (1997), A Cognitive Theory of Obsessions: Behavior Research and Therapy, 35, 793- 802.
    12. P.M. Salkovskis & D. Westbrook (1989) Behavior Therapy and Obsessional Rumminations: Can Failure be Turned in to Success, Behavior Research and Therapy, 27, 149 - 160.


    منبع: پایگاه حوزه
    منبع:راسخون
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....

  5. #5

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض


    غلبه بر وسواس





    « واي چقدر وسواسي هستي » !
    اگر کسي به شما اين جمله را بگويد مسلما ناراحت مي شويد و مي گوييد :
    « نه ، من خيلي بهداشتي هستم.»

    اما براي اينکه واقعا به ديگران و بیشتر از همه به خودتان ثابت کنيد که وسواسي نيستيد مطلب زيرا بخوانید و ببينيد آيا واقعا شما وسواسي هستيد يا نه. و اگر وسواسي هستيد راهي براي اين معضل بيابيد. ما آدم ها وسواس را بي مورد مي دانيم اما وسواس حالتي اجبارگونه است که به ناچار تسليم آن مي شويم. وقتي از فکري مزاحم يا تصوراتي بي اساس به اضطراب مي افتيم ، دچار وسواس هستيم. افکار وسواس گونه يا وسواس هايي که با بررسي و ترديد همراه است معمولا شخص را به طرف تشويش و نگراني سوق مي دهد. نگراني ها ، ترديدها و باورهاي خرافي که معمولا در زندگي روزمره شايع هستند اگر جنبه افراطي و شديد به خود بگيرند وسواس ناميده مي شوند. مثلا يک فرد در هنگام شستشوي دست و يا بدن و يا بازرسي و چک کردن، به صورت خيلي زياد و شديد دست به اين عمل بزند که در مواقع وجود مانع فرد دچار اضطراب و استرس شود. علائمي مانند نفرت و يا نگراني از دفع ترشحات بدن ، ترس از احتمال وقوع اتفاقي وحشتناک ، زهدورزي و عبادت مفرط، اعتقاد به اعداد سور و نحس ، مسواک زدن شديد و مفرط ، رسيدن به سرو وضع خود به نحو افراطي ، مو کندن از بدن و ناخن جويدن هم ممکن است از علائم وسواس باشد. اين بيماري در مواردي با افسردگي همراه مي باشد. اگر درصدد يافتن ريشه وسواس هستيد بايد بدانيد عامل وراثت در به وجود آوردن آن نقش مهمي ندارد. وسواس بيشتر اوقات بر اثر الگوبرداري از والدين جنبه عادت به خود مي گيرد.

    بنابراين علت اساسي آن تربيت و محروميت هاي شديد دوران کودکي و خطاي والدين است. کمال طلبي ، غرور کامل بودن، عدم اعتماد به نفس و احساس ناامني در ايجاد وسواس نقش موثري ايفا مي کنند. حال اگر ايرادگيري، سرکوفت مدام پدر و مادر ، سرزنش و ملامت و افراط در مراقبت را به آن اضافه کنيم، مي بينيم که از کودک بي گناه ، انساني مردد، فاقد اعتماد به نفس و مضطرب ساخته مي شود. گاه وسواس در زندگي خانوادگي نيز نقش ويرانگري را بازي مي کند به عنوان مثال اگر وسواس زني ناشي از کمال طلبي باشد ، مايل است همسرش بي عيب و نقص باشد و هرگاه شوهر، اشتباهي مرتکب شود ، به شدت عصباني مي شود. شوهر وسواسي که براي کاهش اضطراب هاي خود به نظم و مقررات شديد پناه مي برد، به همسر خود دستورهاي پي درپي مي دهد که در نتيجه زن دست و پاي خود را گم مي کند و احساس مي کند که دائما تحت مراقبت شوهر است. اگر زني از آلوده شدن به شئي کثيف ترس داشته يا نسبت به آن شرطي شده باشد، ناچار است براي تخفيف اضطراب هاي خود به شستن و آب کشيدن ظرف هاي خانه روي بياورد. گاهي اوقات وسواس در کودکان هم ديده شده است که بر اثر سخت گيري هاي بيش از حد براي کودک در مسائل بهداشتي، باعث ايجاد وسواس و يا اختلالات رفتاري در کودک شده است. چنانچه آموزش بهداشتي و اقدامات بهداشتي طبق اصول علمي و به جا و مناسب باشد مشکلات آنها کمتر خواهد بود. پس براي اينکه کودک دچار وسواس نشود به او در مسائل بهداشتي بيش از حد سخت نگيريد. اختلال وسواس به دو صورت فکري و عملي نمود مي کند و در تمام سنين رخ مي دهد اما در سنين جواني کمي شايع تر مي باشد.

    1 ) وسواس عملي :
    وسواس عملي اعمال اجباري هستند که شخص بارها و بارها و بر طبق يکسري قواعد و مناسکي براي خنثي کردن افکار وسواسي خود اقدام به انجام آن مي کند. شايع ترين نوع وسواس عملي عبارتند از: وارسي ، شستشو ، شمارش ، پرسيدن و يا اعتراف ، تقارن و دقت و ذخيره سازي و يا انبار نمودن مي باشد.

    2 ) وسواس فکري :
    وسواس فکري افکار و يا تصاويري هستند که مکررا رخ مي دهند و احساس مي شود خارج از کنترل هستند که شخص نمي خواهد اين افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده ,مزاحم و بي معنا تلقي مي کند. شايع ترين نوع وسواس فکري عبارتند از : ترس هاي آلودگي به ميکروب ها و چرک ، ترديد و شک نسبت به انجام دادن درست يک کار ، افکار مزاحم در خصوص تکرار يا عمل پرخاشگرانه يا جنسي ، تقارن و يا دقت بيش از حد و شک ديني و يا اخلاقي مفرط.

    علائم وسواس


    علائم ناهنجاري وسواسي - جبري طيفي از خفيف تا شديد را در برمي گيرد. عده اي ممکن است فقط به فکرهاي وسواسي دچار باشند. برخي ممکن است بتوانند افکار وسواسي و رفتارهاي جبري خود را براي مدت کوتاهي مهار کنند و بدينوسيله علائم خود را در مدرسه يا محل کار پنهان کنند. اما هنگامي که وضعيت شديد تر مي شود ، اختلال وسواسي - جبري آنقدر زندگي فرد را اشغال مي کند که ديگر نمي تواند در فعاليت هاي روزانه عملکرد داشته باشد چون بسياري از وقت خود را صرف مراسم وسواسي خود مي کند. ناهنجاري وسواسي - جبري گاهي همراه افسردگي ، اختلالات تغذيه اي ، ناهنجاري سو» مصرف مواد ، يک ناهنجاري شخصيتي، ناهنجاري نقصان توجه يا ديگر ناهنجاري هاي اضطرابي باشد. اين اختلالات همراه، در ترکيب با تمايل به پنهان کردن مشکل، تشخيص و درمان ناهنجاري را بسيار مشکل مي کنند. و بدين ترتيب افراد مبتلا به ناهنجاري وسواسي - جبري تا سال ها پس از شروع علائم هيچ درماني دريافت نمي کنند.

    راه حل هايي براي بهبود وسواس

    اختلالات وسواسي - اجباري از ديرباز يکي از پيچيده ترين و مقاوم ترين اختلالات نوروتيک (عصبي) شناخته شده و بدون مراجعه به متخصص به آساني درمان پذير نيست. برخي اقدامات اوليه که به بهبود نسبي اين مشکل کمک مي کند، به شرح زير است :

    الف) روش حساسيت زدايي :
    با اين روش از اضطراب ها و تشويش هاي خود کم کنيد تا نياز به واکنش جانشيني که به نظر آرام بخش مي آيد، نداشته باشيد.

    ب) روش نيت متضاد :
    شخص وسواسي بايد سعي کند در ذهن ، خود را با موقعيت هاي گوناگوني که از آنها مي ترسد روبه رو سازد، يعني به صورت ارادي بالاترين اشتباه يا شکست را در ذهن مجسم نمايد و به خود تلقين کند در بدترين شرايط هم اتفاق مهمي نخواهد افتاد.

    ج) روش اشباع سازي :
    آدم وسواسي بايد افکار وسواس گونه خود را پشت سر هم برزبان آورد يا آن را روي يک صفحه کاغذ بنويسد تا غيرمنطقي بودنش به او ثابت شود.

    د) روش مواجهه :
    آدم وسواسي بايد به اشيايي که به نظرش آلوده مي آيد دائما دست بزند. اين روش معمولا در درمان وسواس ناشي از ترس هاي ناشناخته هم موثر است.

    ه) تقويت اعتماد به نفس و توجه شديد به ارزش ها :
    هر قدر اعتماد به نفس بيشتر شود ، اضطراب هاي ناشي از وسواس هاي فکري کاهش مي يابد.

    و) تغيير آب و هوا ، محيط زندگي، محل کار :
    زندگي در جمع و حشر و نشر با آدم ها در فرونشاندن اضطراب هاي ناشي از وسواس فکري موثر است.

    شيوه هاي رهايي از وسواس فکري در تصميم گيري

    1 ) هنگام تصميم گيري به خود ترديد راه ندهيد. اجازه ندهيد افکار منفي بر شما مسلط شود وگرنه نمي توانيد هيچ کاري انجام بدهيد. بايد هميشه ديدي مثبت نسبت به توانايي هاي خود داشته باشيد.
    2 ) اگر از عواقب احتمالي تصميم خود هراس داشته باشيد ، قادر به تصميم گيري نخواهيد بود ، فکر شکست را از خود دور کنيد تا بتوانيد بر وسواس خويش غلبه کنيد.
    3 ) تا زماني که کاملا به اشتباه بودن تصميمتان پي نبرده ايد ، آن را تغيير ندهيد. تا رسيدن به نتيجه نهايي حوصله به خرج دهيد هيچ کاري را نيمه کاره رها نکنيد. از اين شاخ به آن شاخ پريدن هيچ حاصلي در بر ندارد.
    4 ) اجازه ندهيد ديگران در تصميم گيري شما دخالت کنند، مگر اينکه قصد مشورت داشته باشيد، در هر حال بکوشيد تصميم نهايي را خود بگيريد.
    5 ) هيچ گاه عجولانه تصميم نگيريد. ممکن است شکست بخوريد و شکست زمينه وسواس را بيشتر مي کند، به طوري که ديگر قادر به تصميم گيري نخواهيد بود.

    توصيه به خانواده ها در مورد بيمار وسواسي

    1 ) استرس و موارد بحران وضعيت بيمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزايش مي دهد. لذا علي رغم ايجاد مشکلات و آشفتگي در خانواده به واسطه اين بيماري در منزل سعي نمايند فضاي آرامي برقرار باشد.
    2 ) بيمار نياز به درک خود از طرف ديگران دا رد لذا پايين آوردن انتظارات به طور موقت ، مهربان و شکيبا بودن کمک کننده خواهد بود.
    3 ) بدانيد بيمار براي رفع اضطراب خود دست به اعمال وسواس گونه مي زند و هيچ کس به اندازه خود او از رفتارهايش متنفر نمي باشد. لذا از قضاوت و يا مسخره نمودن اعمال او حذر نمايند.
    4 ) شما درگير رفتارهاي وسواس گونه بيمار نشويد اما حد و حدود اين اعمال بايد به روشني مشخص شده و فرد وسواسي طبق همان محدوديت ها و قواعد عمل نمايد.
    5 ) به بيمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نياوريد.
    6 ) حرکات رفتاري که براي بيمار بسيار سخت است و قادر به انجام آن نمي باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغيير دهيد و هميشه تغييرات را به بيمار گوشزد نماييد.
    7 ) خشونت ، تهديد به خودکشي و يا ديگرکشي را جدي بگيريد.
    8 ) بايد مواظب اعتمادبه نفس بيمار باشيد و به جاي او تصميم نگيريد ولي در تصميم گيري او را کمک نماييد.
    9 ) فعاليت هاي روزانه مثل دويدن ، شنا و ورزش هاي گوناگون که باعث صرف انرژي مي شود را زياد نماييد.
    10 ) تلاش موفقيت آميز فرد براي موفقيت در برابر وسواس را مورد تشويق قرار دهيد.
    11 ) دائم رفتارها و علائم بيماري را زير نظر داشته باشيد درصورت ظهور علائم جديد و علائم عود مسئله را با درمانگر در ميان بگذاريد.

    منبع: روزنامه صبح ایران
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....

  6. #6

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض

    وسواس، بيماري ناخودآگاه



    نویسنده : سميه شرافتى



    وسواس يكى از شايع‌ترين اختلالات و بيمارى‌ها در جـامـعـه است و مـتخـصـصان روان شناسى و روان پزشكان تعاريف گوناگونى را از اين بيمارى ارائه داده‌اند. اين بيمارى شامل فكر، احساس يا تصورات عود‌كننده و مزاحم براى شخص است كه در او اضطراب ايجاد مى‌كند. در نتيجه تعادل فرد به دنبال اين بيمارى به هم مى‌خورد و او در سازگارى با محيط دچار مشكل مى‌شود. از نظر روانكاوان نيز وسواس يك بيمارى ناخودآگاه است كه اختيار و آزادى را از فرد سلب مي‌کند و او را وامـى‌دارد تـا رفـتـارى را برخلاف ميل و خواست انجام دهد. اگرچه بيشتر بيماران به بيمارگونه بودن رفتارشان آگاهى دارند ولى قادر به رها شدن از آن نيستند.

    مطالعات در زمينه اين بيمارى نشان مى‌دهد كه وسواس همگام با بلوغ در افراد به تدريج رشد مى‌كند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد، ممكن است بيمار بهبودي نسبى پيدا كند، ولى در غير اين صورت اين بيمارى سير رو به افزايش خواهد داشت. همچنين بسيارى از افراد كه داراى شخصيت‌هاى حساس هستند اذعان مى‌كنند كه در دوره‌هايى از زندگى اين اختلال را تجربه كرده‌اند.
    علامت اساسى اختلال شخصيت وسواسى- جبرى شامل نظم‌گرايى، كمال گرايى و كنترل روانى است. افراد مبتلا به اين اختلال تلاش مى‌كنند تا از طريق توجه دقيق به موازين، جزئيات ريز، فهرست‌ها و برنامه‌ها بر همه امور كنترل داشته باشند.

    آنها داراى دقت افراطى‌اند، كارها را تكرار مى‌كنند، به جزئيات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالى را كنترل مى‌كنند. آنها نسبت به اين حقيقت كه اطرافيانشان در برابر تأخيرها و ناراحتى‌هايى كه از اين رفتار ناشى مى‌شود دلخور مى‌شوند، توجهي ندارند.
    مثلاً وقتى چنين افرادى فهرستى از كارهايى را كه بايد انجام دهند گم مى‌كنند به جاى اين كه با كمك گرفتن از حافظه لحظاتى را صرف بازنويسى فهرست آن كارها كنند و به انجام آن كارها بپردازند، زمان زيادى را صرف جست و جوى آن فهرست مى‌كنند. بـراى كـارهـا زمـان كـافـى تخصيص نمى دهند و مهمترين كارها براى لحظه آخر گذاشته مى‌شود.

    افراد مبتلا به اين اختلال به بهانه كنار گذاشتن فعاليت‌هاى تفريحى، اوقات خود را به طور مفرط وقف كار و بهره ورى مى‌كنند، ممكن است تمركز زيادى بر كارهاى روزمره خانگى داشته باشند (مثلاً تميز كردن مفرط و تكرارى منزل). اين افراد در مورد مسائل اخلاقى يا ارزش‌ها به طور افراطى وظيفه‌شناس، جدى و انعطاف ناپذير هستند و ممكن است خود و ديگران را مجبور كنند كه از اصول اخلاقى خشك و معيارهاى خيلى سخت پيروى كنند. آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بى رحمانه انتقاد مى كنند.

    اين افراد گرفتار نظم افراط گونه اى هستند كه بر تمامي روابطشان سايه مى‌اندازد، به طورى كه حـتى قـادر بـه جـداشدن از اشياى فـرسوده يـا بى ارزش نيستند چون معتقدند شايد در آينده بتوان از آنها استفاده كرد.

    بى توجهى به جنبه‌هاى عاطفى ارتباط آنها را با خانواده دچار مشكل مى كند و در كار و محيط شغـلى نيز برايشان مشكلات زيادى را به وجود مى آورد. اگر اين اختلال در همان اوايل جوانى كه شروع آن است بهبود نيابد در بزرگسالى افسردگى نيز به آن اضافه خواهد شد. البته مانند ساير اختلالات روانى مى‌توان گفت كه در فرد دچار اختـلال وسـواسى- جبرى، اين نظم پذيرى و كمال طلبى نه تنها به پيشرفت و رسيدن به هدف منجر نمى شود، بلكه در بسيارى از زمينه‌هاى زندگى باعث افت در عملكرد مى شود.

    علل بروز وسواس


    در مورد علل و ريشه‌هاى اين بيمارى اظهار نظرهاى بسيارى شده كه وراثت، وضع هوشى، عوامل اجتماعى و خانوادگى از جمله آنان هستند. تحقيقات نشان داده‌اند كه حدود 40 درصد وسواسى‌ها اين بيمارى را از والدين خود به ارث مى برند. همچنين افرادى كه از نظر هوشى در حد متوسط و بالاى متوسط هستند، بيشتر درگير اين بيمارى مى شوند. بررسى‌ها حاكى از آن است كه والدين كمال جو كه فرزندان خود را براساس ضوابط خاصى تربيت مى‌كنند، در وسواسى كردن آنها بسيار مؤثرند.

    در شيوه رفتار درمانى با تقويت كردن پاسخ‌هاى مثبت و حذف پاسخ‌هاى منفى بيمار، روان درمانگر سعى در كاهش رفتارهاى وسواسى بيمار خواهد داشت؛ البته در صورتى كه بيمار نسبت به بيمارگونه بودن رفتارش آگاهى داشته باشد كار درمانگر آسان‌تر خواهد شد و نتيجه بهترى به دست خواهد آمد. گروه درمانى نيز از جمله ديگر درمان‌هاى غيردارويى است كه در درمان اين افراد مى تواند بسيار مفيد باشد.
    اهميت وسواس زمانى بيشتر مى شود كه فرد در دوران كودكى، انواع ناامنى‌ها را تجربه كرده باشد. شير گرفتن كودك به صورت ناگهانى و تحقير از جمله عواملى هستند كه زمينه را براى انواع ناراحتى‌هاى عصبى از جمله وسواس فراهم مى‌كنند.

    صفات شخصيتى ديده شده در افراد وسواسى از اين قبيل است: اضطراب جدايى، مقاومت در برابر تغيير، اهل ريسك نبودن، دودلى، افكار خرافى و دلبستگى زياد به كار. شيوع اين بيمارى در ميان زنان بيشتر است.
    بسيارى از روان شناسان و روان پزشكان براى درمان اين بيماران از دو روش رفتار درمانى و دارو درمانى استفاده مى كنند. در شيوه رفتار درمانى با تقويت كردن پاسخ‌هاى مثبت و حذف پاسخ‌هاى منفى بيمار، روان درمانگر سعى در كاهش رفتارهاى وسواسى بيمار خواهد داشت البته در صورتى كه بيمار نسبت به بيمارگونه بودن رفتارش آگاهى داشته باشد كار درمانگر آسان‌تر خواهد شد و نتيجه بهترى به دست خواهد آمد.

    گروه درمانى نيز از جمله ديگر درمان‌هاى غيردارويى است كه در درمان اين افراد مى تواند بسيار مفيد باشد. در درمان دارويى متخصص روان پزشك براى اين بيماران دوزهاى مختلفى از انواع آرام بخش‌ها را براى رفع علايم اضطراب، افسردگى و افكار وسواسى تجويز مى كند.


    منبع:روزنامه اطلاعات /س
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....

  7. #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض

    وقتي خانواده آدم را وسواسي مي کند





    درآمد


    اين مقاله بر جنبه هايي از روابط خانوادگي تمرکز دارد که مربوط به درمان هاي رفتاري بزرگسالان مبتلا به «اختلال وسواسي اجباري »(OCD) است. در مقاله ي حاضر يافته هايي بررسي شده اند که در ارتباط با روابط خانوادگي و ژنتيکي در خانواده ي اصلي هستند و نشان مي دهند، چه طور OCD بر خانواده ها اثر مي گذارد. در مجموع، مطالعات متعددي به پيش بيني تاثير عوامل خانوادگي بر نتيجه ي درمان، مخصوصا ابراز هيجان اعضاي خانواده و اثرات مشارکت اعضاي خانواده در درمان پرداخته اند. ما درباره ي اين يافته هاي تحقيقي در زمينه ي مداخله ي درماني بحث خواهيم کرد. اول، مهم ترين نکته اين است که الگوي نظام روابط خانوادگي براي افراد مبتلا بهOCD تعيين شود. درصد زيادي از مبتلايان به اين بيماري مجرد هستند و مخصوصا اين مو ضوع درمورد مردان صادق است، فقط 25درصد مردان بيمار در مقايسه با 60تا 75 درصد زنان، ازدواج کرده اند. اين تفاوت ممکن است تا حدي به خاطر شروع زودتر OCDدر مردان باشد. گرچه بيماري نوعا در زنان در اوايل 20سالگي شروع مي شود، شروع آن براي مردان در اواسط نوجواني است و مي تواند اثرات رشدي حادي داشته باشد و آموزش، اجتماعي شدن، تجربه ي جنسي و کار را مختل کند. کم تر از نيمي از جست و جو کنندگان درمان برايOCD، از مداخلات زناشويي سود مي برند و تقريبا 25 درصد بيماران بزرگسال، هنوز با والدينشان زندگي مي کنند. با اين همه، بسياري از بيماران با خانواده يا ديگر اعضاي خانواده ي خود زندگي مي کنند يا تماس روزمره ي خود را با آنان حفظ مي کنند. براي هدف هاي درماني مهم است که به ياد داشته باشيم، يک چهارم والدين تشخيص OCD دريافت خواهند کرد و درصد زيادي از آن ها (40تا 30درصد) نشانه ها ي وسواسي پيش باليني و يا صفات شخصيتي وسواسي خواهند داشت. چنين نشانه ها و صفاتي ممکن است به اين عقيده منجر شوند که والدين ندانسته رفتار هاي وسواسي کودک را تقويت کند. بنابر اين، خانواده درماني بايد در انواع متعددي از مجموعه هاي خانوادگي جهت داده شود و فرض بر اين باشد که بعضي از بستگان، رفتار هاي OCD را همراهي، و حتي آن ها را تشويق مي کنند.
    نشانه هاي OCD بين اعضاي خانواده


    مطالعات انتقال OCD درخانواده ها تاکنون فقط يک گرايش متوسط براي OCD را نشان داده اند که بين اعضاي خانواده رخ مي دهد. درتعدادي از دوقلوهاي مبتلا به OCD، اعضاي نزديک خانواده ي آن ها مبتلا به اين اختلال هستند يا تنوع نشانه شناختي تقريبا در 20تا 25 درصد موارد مشاهده مي شود. انواع ديگري از اختلالات اضطرابي يا خلقي با نسبت بالايي بين اعضاي خانواده ي بيماران مبتلا به OCD وجود دارد. از نقطه نظر باليني، اين يافته ها به معني آن است که اغلب بزرگسالاني که براي درمان ارجاع مي شوند، با والديني زندگي مي کنند که خودشان بعضي از شکل هاي اضطراب يا افسردگي را دارند.

    پيوند والديني


    براي مطالعه ي دلبستگي با والدين، چمبلس(1)، گليس(2)و استکفي(3) از 52 بزرگسال مبتلا به OCD، و 35 بيمار مبتلا به پانيک و آگور افوبيا و مادران و پدرانشان خواستند، «مقياس پيوند والديني»را کامل کنند که مراقبت و حمايت مفرط را اندازه گيري مي کرد. تعجب آور نيست که بيماران، والدينشان را نسبت به ارزيابي والدين از خودشان، منفي تر از ارزيابي کردند؛ مخصوصا براي حمايت مفرط مادري و مراقبت پدري. والدين فرزند پروري خود را مناسب توصيف کردند (46% مادران و 42%پدران)، در حالي که بيماران اغلب کنترل بدون محبت را که بيش تر تيپيک است، گزارش دادند(41/2 % مادران و 42/5% پدران ). بيماران نظر کلي تري در مورد رفتار والدين داشتند و مادران و پدران را از نظر مراقبت مشابه ارزيابي کردند، در حالي که هم بستگي بين ارزيابي هاي مادران و پدران نزديک صفر بو د. به نظر مي رسد، والدين و بچه هاي مضطربشان ديدگاه هاي متفاوتي در مورد رفتار والديني گذشته دارند. ديدگاه کلي اين بيماران از سبک هاي والدين که هر دو مشابه ارزيابي شدند، اين احتمال را مطرح مي کند که ارزيابي هاي بيماران بيش تر با ادراک هاي آن ها ارتباط داشته باشد تا با رفتار والدينشان. اگر چه ارزيابي هاي بيماران از والدينشان، به آسيب شناسي خلقي يا ديگر مسائل ارتباط نداشت، اما سازگاري اجتماعي ضعيف، با مراقبت والديني کم وحمايت مفرط والدين هم بسته بود.

    والدين بيش از حد کنترل کننده ممکن است اعتماد به نفس فرزندانشان را به تدريج ضعيف کنند؛ به طوري که فرزندانشان وابسته شوند يا شيوه هاي غير مستقيمي را براي مقاومت دربرابر کنترل به کار برند.يافته هاي ما هماهنگ با اين نظر بالبي است که بدون پيوند ايمن با والدين، کودکان از اکتشاف مي ترسند و به سختي استقلال مناسب در آن ها پرورش مي يابد.
    اثرات OCD بر خانواده ها



    چندان تعجب آور نيست که بستگان، زندگي با عضوي از خانواده را که مبتلا به OCD است، پر استرس مي دانند.کوپر، 225 نفر از اعضاي خانواده ي بزرگسالان مبتلا به OCD را ارزيابي کرد و گزارش داد، 75درصد آشفتگي در زندگي به خاطر OCD، شامل از دست دادن روابط شخصي، از دست دادن اوقات فراغت و مسائل مالي است.محققان متعددي، درگيري بسيار خانواده ها را با نشانه هاي OCD مطرح کرده اند.تقريبا 75 درصد بستگان براي همراهي با نشانه هاي بيماران، تا حدي در تشريفات، اجتناب يا تعديل رفتار آن ها مشارکت دارند.
    با مطالعه ي کودکان، نوجوانان و والدينشان، هيبز (5)، و همکارانش مشاهده کردند، اعضاي خانواده ي بيماران مبتلا بهOCD، سطوح بالايي از هيجان ابراز شده (EE) را که به صورت انتقاد، خصومت و يا درگيري هيجاني زياد تعريف مي شود، نشان دادند.

    پيش بيني کننده هاي خانوادگي OCD


    اگر چه پيش بيني کننده هاي متعددي براي نتيجه ي درمان فوري و طولاني مدت نشانه هاي OCD بررسي شده اند، مطالعات اندکي، يافته هاي هماهنگي را مطرح کرده اند. فقط مطالعات معدودي، عوامل خانوادگي (رضايت از زناشويي يا ارتباط خانوادگي)را به عنوان پيش بيني کننده هاي بالقوه نتيجه ي درمان، در مقايسه با تحقيقات گسترده در مورد اين موضوع در اسکيزوفرنيا که عمدتا در مورد هيجان ابراز شده است، بررسي کرده اند.مطالعه ي عملکرد خانواده هاي داراي کودکان مبتلا به OCD نشان داد، يک يا هر دو والدين، غالبا در هيجان ابراز شده ي بالا ارزيابي شدند و سطوح EE با آسيب شناسي رواني والدين ارتباط داشت. لئونارد(6) و همکارانش مشاهده کردند، تشخيص روان پزشکي در طول زندگي والدين، نتيجه پيگيري را پيش بيني مي کند.همچنان که EE بالاي والدين، درکنار شدت نشانه هاي OCD، بعد از دارو درماني قرار مي گيرد.

    در مطالعات متعددي مطرح شده است که بيماران OCDداراي ازدواج هاي آشفته ، نسبت به کساني که ازدواج غير آشفته داشتند، بدتر رفتار نمي کنند. در حقيقت، رضايت از زناشويي بعد از درمان، بدون توجه رضايت پيش ازدرمان، مخصوصا با توجه به نيازها و وابستگي هاي بيمار به همسر، بهبود پيدا مي کند. بنابر اين، درمان جلوگيري از پاسخ و قرار گرفتن در معرض پاسخ، روي زندگي زناشويي تأثير مثبت دارد.

    هيجان ابراز شده


    بين متغيرهاي خانوادگي ارزيابي شده به عنوان پيش بيني کننده هاي نتيجه ي درمان دراختلالات رواني ديگر، به نظر مي رسد هيجان ابراز شده بيش ترين سازه ي مطالعه شده باشد. مطالعات متعددي نشان دادندکه EE(که عمدتا از طريق ترکيب انتقاد و درگيري بيش از حد هيجاني ارزيابي مي شود )، پيش بيني کننده ي همساز بازگشت براي اسکيزوفرني و افسردگي است و در بسياري از کشورها نيز تکرار شده است. آيا EE و سازه هاي مرتبط، نتيجه ي درمان OCDرا پيش بيني مي کنند؟

    استکت (7) تعاملات خانوادگي گزارش شده توسط خانواده و خود فرد را در ارتباط با نتايج نه ماه بعد ازدرمان بررسي کرد. عملکرد اجتماعي و خانوادگي پيش از درمان و تعاملات خانوادگي منفي ارزيابي شده توسط بيمار (خشم،انتقاد، باور بستگان که بيمار مبتلا به OCD تمارض مي کند)، پيشرفت اندکي را در پيگيري درمان پيش بيني مي کند.در مقابل، احساسات مثبت در خانواده بهبود بيش تر را نويد مي دهد. اين متغيرهاي تعاملي منفي شبيه به همان چيزي است که به طور ضمني براي هيجان ابراز شده در بيماران ديگر گفته شده است.

    امل کمپ(8)، کلوک (9)و بلاو(10)، در مدل برگشت OCD خود، هيجان ابزار شده را لحاظ کردند. آن ها فرض کردند، برگشت احتمالا وقتي رخ مي دهد که بيماران فاقد مهارت هاي مقابله اي و حمايت اجتماعي هستند، يا وقتي سطوح بالاي EEرا درمواجهه با عوامل استرس زاي بعد از درمان تجربه مي کنند. آن ها اظهار داشتند، اگر بستگان OCDرا به عنوان آن گونه بيماري در نظر بگيرند که در آن، فردکنترل کمي بر رفتارهايش دارد، مسائل وخيم تر مي شوند.اين مدل تا حدي با الگوي بيمار پذيري ارثي /استرس که براي اسکيزوفرنيک ها پيشنهاد شده است، هم پوشي دارد. درآن الگو نيز، آسيب پذيري بيمار نسبت به نشانه هاي دروني و محيطي، نشانه هايي را برمي انگيزد که سبب ناراحتي اعضاي خانواده مي شود. اعضاي خانواده از طريق مشغول شدن با حل مسأله، به بيمار به طور انطباقي پاسخ مي دهند، و يا با درگيري بيش از حد، ناکام شدن، خشم و طرد، پاسخ غير انطباقي مي دهند. واکنش هاي غير انطباقي، استرس بيش تري را برمي انگيزند و به نشانه هاي بيش تر و بازگشت متعاقب بيماري مي انجامند.

    در يک آزمون محدود از مدل برگشت براي OCD، امل کمپ و همکارانش به اين نتيجه رسيدند که براساس ترکيب ارزيابي EE، سبک مقابله اي اجتنابي و وقايع زندگي (جر و بحث هاي روزمره ) مي توان به طور معنا داري برگشت نشانه ها را پيش بيني کرد. البته حمايت اجتماعي، با يافته هاي قبلي استکت هماهنگ نبود. براورد EE بالا، در سه تا چهار برگشت کامل، اما نه در دو بازگشت جزئي، آشکار شد. مؤلفان پيشنهاد کردند که همسران يا اعضاي خانواده در درماني شرکت کنند که تاکيد آن بر مهارت هاي گوش کردن هم دلانه و آموزش ارتباط باشد.

    چمبلس و استکت، متغيرهاي EE را به عنوان پيش بيني کننده هاي نتيجه ي درمان رفتاري در يک نمونه مختلط از 60 بيمار OCD و 41 بيمار مبتلا به آگورافوبيا با شدت متوسط نشانه ها، بررسي کردند. 11بيمار به خاطر امتناع بستگان يا امتناع خود بيمار،از مشارکت دراين تحقيق خودداري کردند. بيماران، 22جلسه درمان جلوگيري از پاسخ را بدون حضور خانواده، به جز يک ارزيابي مختصر و آموزش درباره ي درمان طرح ريزي شده براي آن ها، دريافت کردند. EEمشتمل بر پنج متغير (انتقاد، درگيري بيش از حد هيجاني، خصومت، ملاحظات مثبت و ملاحظات گرم )از مصاحبه ي خانوادگي کمبرول (11)با بستگان بود که توسط ارزياب هاي آموزش ديده کدگذاري شد. جالب است که تعداد اظهارنظرهاي انتقادي اعضاي خانواده دامنه ي وسيعي داشت، اما نمره ي ميانگين کلي در مقايسه با نمونه هاي بيماران ديگر، بيش تر بود. تعداد نسبتا کمي از بستگان خصومت نشان دادند.

    به هرحال، انتقاد خصومت آميز مشکلي جدي است و به نظر مي رسد که ادامه ي درمان و فايده بردن ازآن را براي بيماران مشکل مي کند. همچنين، يافته هاي ما به روشني نشان مي دهند، ادراک بيماران از اين که بستگانشان انتقادکننده هستند، بر فايده هاي درمان تاثير مي گذارد. انتقاد ادراک شده، با گزارش بستگان از انتقاد و با فقدان اظهارات مثبت بستگان، ارتباط دارد و مبين آن است که حداقل تا حدي ادراک بيماران درست بوده است. همچنين، انتقاد ادراک شده با صفات شخصيتي منفي ارتباط دارد و نشان مي دهد، بعضي از جنبه هاي اين ادراک ممکن است، صرفا نگرش هاي منفي خود بيماران را انعکاس دهد و در بهره مند شدن آنان از درمان مداخله کند. براي روشن شدن اين که چگونه انتقاد ادراک شده عمل مي کند و آيا به تغيير در بيمار يا بستگان نياز دارد يا خير، تحقيقات بيش تري بايد صورت گيرد. براي مثال، ممکن است ثابت شود، مهارت هاي حل مساله، هم براي بستگان و هم براي بيماران، در حل بعضي از نشانه هاي OCDمفيد است.

    مداخلات خانواده درماني


    محققان متعددي به مزيت هاي استفاده از گروه حمايتي، هم براي بيماران و هم براي اعضاي خانواده توجه کرده اند. مارکس و همکارانش، يک گروه باز ماهانه را براي اعضاي خانواده و بيماراني که درمان رفتاري انفرادي اوليه براي OCD را کامل کرده بودند، در نظر گرفتند. دراين گروه، اعضاي خانواده در مورد تاثير نشانه هاي OCDبر خانواده و طرح هاي راهبردهاي هاي مقابله اي وتمرين هاي رفتاري تعليم داده شده در گروه، بحث مي کردند. اخيرا گزارش هاي متعددي در مورد طرح ريزي کانون هاي آموزشي - رواني براي گروه هاي حمايتي با زمان محدود ارائه شده اند. گروه هاي مذکور در مورد تشخيص، ارزيابي، نظريه هاي OCD ، ودرمان رفتاري که شامل قرار گرفتن درمعرض پاسخ و متوقف کردن اعمال وسواسي، داروها و جلوگيري از بازگشت بود، جلساتي برگزار کردند.هدف هاي گروه آموزشي -رواني شامل بهبود عزت نفس، بيان احساسات و تجربياتي که بيماران در آن ها سهيم هستند، پذيرش محدوديت ها ي واقعي بيماران و يادگيري راهبردهايي براي مقابله با نشانه هاي OCD بود. ضرورت استفاده از همکاران رهبر گروه، برا ي ارائه ي پاسخ مناسب به نياز هاي هيجاني اعضاي گروه، تأييد شده است.

    مطالعات مورد ي، فوايد ي را براي همراهي والدين در درمان براي کودکان و بزرگسالان جوان نشان داده اند. در يک مطالعه ي کنترل شده با يک نمونه ي کوچک، امل کمپ و دلالگ (12)نتيجه ي درمان بيماران هلندي درمان شده با رفتار درماني را، با يا بدون همسران به عنوان کمک درمانگر، مقايسه کردند. متاسفانه، هدف از مداخلات آموزشي رواني در کاهش تعارض يا بالا بردن ارتباط، توصيف نشده است. بيماران درمان شده با کمک همسران، در پس آزمون بهبودي بيش تري يافته بودند، اما در پيگيري چنين نتيجه اي به دست نيامد. در يک مطالعه ي بزر گ تر در مورد درمان 50 بيمار به کمک همسران، بعد از درمان يا در پيگيري، تفاوتي مشاهده نشد. گر چه بهبود در رضايتمندي زناشويي گزارش شد. مهم است به ياد داشته باشيم که در اين مطالعات ، همسران آموزش خاصي در مورد رفتار با بيمار با توجه به نشانه هايش، نديده بودند. بهر حال، در گزارش ديگري، امل کمپ و همکارانش، حضور شريکان را درمان موثر دانستند و بر ارتباط هم دلانه به عنوان عامل مهم در اخذ نتيجه ي مثبت تاکيد کردند.

    يافته هاي منفي امل کمپ و همکارانش درنمونه ي هلندي، با مطالعه ي مهتا درباره ي درگير شدن اعضاي خانواده در درمان در هندوستان، در تضاد بود. حضور اعضاي خانواده در درمان پيشگيري از پاسخ و در معرض پاسخ قرار گرفتن براي 30 بيمار در هندوستان، به بهبود معنادار و بيش تر نشانه هاي OCD، حالت خلقي و عملکرد شغلي و اجتماعي، در مقايسه با درمان بدون کمک در پس آزمون و در پيگيري، انجاميد.

    دو مطالعه بر کاهش توافق خانواده در نشانه هاي OCD تمرکز کردند. تورني کرافت (13)، کولسون (14)و مارکز (15)، انجام کار ي کنترل شده را براي کاهش درگير شدن بستگان در درمان نشانه هاي OCD گزارش دادند. برنامه ي درماني بيماران بستري آن ها، بر خود درماني و آموزش بستگان براي کمک به برنامه ي درماني تاکيد داشت. رفتار درماني شامل جلوگيري از پاسخ، به علاوه ي راهبرد هايي براي خودکنترلي و آموزش هاي مهارت هاي اجتماعي مي شد. مؤلفه ي خانوادگي برکاهش درگيري بستگان در اعمال آئيني (وسواسي ) با آموزش آن ها براي کنترل رفتار بيمار و تشويق خود افشاگري، به شيوه اي غير انتقادي تمرکز کرد. بستگان تحت نظارت درمانگر در بخش، عمل مي کردند. يافته ها، کاهش نشانه هاي OCD را در حدود 45 درصد در زمان مرخص شدن (N=47) و 60در صد در شش ماه پيگيري (n=22)، با بهبودي همايند در عملکرد از 33 درصد (در محل کار ) به 48 درصد (در خانه ) در پيگيري، نشان دادند.اخيرا، درکوششي که توسط گرونز(16)، نزيروگلو (17)و مک کي (18) انجام شد، مزاياي مشارکت بستگان را دريک گروه آموزشي رواني 8 هفته اي که براي کمک به کاهش نشانه هايOCD تشکيل شده بود، بررسي کردند. 28 بيمار، درمان فردي را از طريق ارائه و جلوگيري از پاسخ، دريافت کردند که در آن به طور تصادفي تعيين شده بود، بستگان آن ها در گروه درماني مشارکت داشته باشند يا نه. بيماراني که اعضاي خانواده ي آن ها درگروه بودند، کاهش بيش تري در نشانه هاي OCD نشان دادند (نمره ي وسواس اجباري ييل براون از 27 به 18/4 کاهش يافت ) و در خلق افسرده، با آن هايي که بستگانشان شرکت نکرده بودند، مقايسه شدند (YBOCS از 24/1 به 21/3 کاهش يافت. بهبودي درپيگيري يک ماه بعد هم باقي بود. چون اين گروه از بيماران عموما در درمان صعب العلاج بودند، يافته هاي تحقيق به عنوان مدرکي از حداقل بهبودي در نمونه ي «خانواده درمان نشده »در نظر گرفته شدند. همچنين، افسردگي و اضطراب در بستگاني که در گروه آموزشي شرکت کرده بودند، کاهش يافت. اين که کدام جنبه از تغيير در رفتار بستگان، در بهبود نتيجه ي درمان بيماران مؤثر بوده، سؤال مهمي براي تحقيقات آينده است.

    ما يک مطالعه ي کنترل نشده ي 10تا 12 هفته اي «رفتار درماني چند خانواده اي »(19 )را روي 19 بيمار بزرگسال مبتلا به OCD و اعضاي خانواده شان کامل کرديم. اعضاي خانواده و بيماران با هم آموزشي درباره ي OCD و درمان جلوگيري از پاسخ وسواسي دريافت کردند. جلسات پيگيري 6 ماهه، به خانواده ها در بررسي پيشرفت و شناسايي ديگر نيازها کمک کرد. نمرات YBOCS به طور معناداري در پس آزمون از ميانگين 23 به 17 کاهش يافت و در پيگيري، بهبودي مشاهده شد. بهبودي در عملکرد خانواده ها بيش تر بود. عملکرد خانوادگي ضعيف در نقش ها و ارتباط، نتيجه ي بد در نشانه هاي OCD را پيش بيني کرد. اين يافته ها، نياز به مطالعه ي بيش تر روي اين روش خانوادگي چند گانه ي مقرون به صرفه را که ثابت شده براي درمان بيماري رواني مزمن خيلي مفيد است، نشان مي دهند؛ به خصوص مزاياي بلند مدت اين روش کاملا نويد بخش به نظر مي رسد.

    گزارشات مربوط به مداخله ي خانوادگي در مورد درمان OCD کودکان، کاملا اميدوار کننده اند. پياسنتيتي (20) و همکارانش، داده هايي را براي استفاده ازآموزش رواني و رهايي از نشانه هاي OCD کودک و مداخله براي جلوگيري از تعارض و ناآرامي خانواده تهيه کردند. نزديک به 80 درصد از

    42 بيمار، به اين برنامه به خوبي پاسخ دادند؛ گرچه تمامي مؤلفه هاي خانوادگي را دريافت نکرده بودند. اخيرا، واترز (21)، بارت (22)و مارچ (23)، داده هاي پايلوت در مورد کارامدي درمان رفتاري شناختي خانواده را براي هفت کودک مبتلا به OCDتهيه کردند. درمان شامل مؤلفه هاي آموزش، مشارکت والدين در «آموزش آرام گرفتن »به کودک، مديريت اضطراب والدين، حمايت خانواده از آموزش و مهارت هاي حل مساله مي شد.
    مطالعاتي که در بالا مطرح شد، هنوز چندان قطعي نيستند که آشکارا اثبات کنند، آيا درگير شدن بستگان در رفتار درماني OCD به طور معنا داري نتيجه را بهبود مي دهد يا نه. به هر حال يافته ها نويد بخش هستند. يافته هاي تحقيقات گسترده در مورد ويژگي ها ي خانوادگي اسکيزو فرني ها که نتيجه ي درمان خانوادگي را براي اختلال پيش بيني مي کردند، براي تحقيق در مورد OCD مي توانند الهام بخش باشند.

    نتايج


    به طورکلي، آنچه که مورد نياز است، الگويي براي تشخيص اثرات انتقاد، خصومت و درگيري بيش از حد هيجاني، در نشانه هاي بيماران و درنتيجه درمان است. چنين الگويي بايد يافته ها را توضيح دهد و شامل متغيرهاي بيماري و ويژگي ها شخصيتي شود. براي مثال، ويژگي هاي شخصيتي بيماران و وقايع زندگي آن ها، احتمالا بر ادراک آن ها از انتقاد و درجه اي که بستگان به آن ها با خصومت پاسخ مي دهند، اثر مي گذارد. علاوه بر اين، «اضطراب صفت » احتمالا بر واکنش عاطفي بيماران و بستگان (واکنش هاي مثبت کم تر و واکنش هاي منفي بيش تر ) اثر مي گذارد و سبب ضعف در درگيري بيش از حد هيجاني در مورد نشانه هاي OCD ممکن است، خودکارامدي و مقابله يا مهارت هاي حل مساله ي بيماران را بيش تر کاهش دهد. اين ويژگي ها بي ترديد در «اضطراب حالت »، و رفتارهاي وسواسي نقش خواهند داشت.

    برمبناي يافته هايي که تاکنون به دست آمده اند، ما پيشنهادهاي متعددي را براي مداخله دنبال کرده ايم. ما مداخلات آموزشي - رواني را براي خانواده هايي که با اختلال OCD آشنا نيست، نشانه هاي بيمار را همراهي مي کنند و آن هايي که در نگرش هايشان به انتقاد و منفي گري تمايل دارند، پيشنهاد کرديم. اين مداخلات بايد با اطلاعاتي در باره ي جنبه هاي اجتماعي، فيزيولوژيکي و بيولوژيکي OCD ، و نيز درباره ي اثرات نا مطلوب همراهي خانواده و راهبردهايي براي رها شدن آن ها از اين نوع رفتار تکميل شوند. براي مثال، مسؤول دانستن درمانگر، راهي است براي اعضاي خانواده که در برابر درگير شدن در رفتارهاي وسواسي، مثل جست و جوي اطمينان خاطر، مقاومت کنند. حتي قراردادهاي رفتاري که طبق يکي از آن ها، کسي بايد رفتارهاي وسواسي و درگيري خانواده را محدود کند، ارائه ي پاسخ را افزايش دهد و در اضطراب وسواسي کاهش ايجاد کند، ممکن است مفيد باشند. ممکن است بتوان از اثرات انتقاد خصومت آميز با تعيين منبع خصومت و تصحيح هر کدام از باورهاي مقصر دانستن و نگرش ها در باره ي عوامل نشانه هاي رفتاري، کاست.

    سرانجام اين که آموزش خانوادگي بايد شامل اطلاعاتي در باره ي شيوه هاي درماني و اثرات احتمالي و فرعي آن ها (مثلا ناراحتي بيمار از جلوگيري از پاسخ و در معرض پاسخ قرار گرفتن )باشد. فقط آن دسته از اعضاي خانواده که داراي حس همکاري هستند، بايد براي کمک در درمان دعوت شوند و به آن ها نقش مربي، حمايت کننده و سر دسته تشويق گران ياد داده شود. صفات مطلوب در بستگاني که مي توانند در درمان کمک کنند، مشابه همان صفاتي که براي درمانگران مفيدند: مؤدب بودن، فهيم بودن، علاقه داشتن، تشويق کردن، چالش طلبي، رک و صريح بودن، شوخ طبع بودن؛ نه سهل انگاري يا وابسته پرورش دادن فرد که مشخص شده است، مفيد نيست. بايد از درگيري هيجاني و رفتاري بيش از حد ممانعت به عمل آيد، به طوري که بيماران قادر باشند، اجراي تصميمات درماني را به طور مستقل بر عهده بگيرند. بيماران بايد خودشان ياد بگيرند، «در معرض پاسخ دادن قرار گرفتن» را تحمل کنند. وقتي که افکار وسواسي وارد ذهنشان مي شود، بايد بتوانند رفتار وسواسي خود را کنترل کنند. ممکن است لازم باشد که بستگان بياموزند، چگونه از بحث در مورد تکاليف و نقش ها طي فرايند هاي درمان اجتناب کنند؛ در حالي که فعاليت هاي عادي و روزمره ي خانواده را دوباره تعيين مي کنند.

    در مجموع، خانواده درماني به حمايت بستگان در ارتباط با رفتارهاي نااميد کننده ي بيمار، تشويق ارتباط مثبت تر و کاهش ابراز خشم نياز دارد. آموزش ارتباط به ندرت درخانواده درماني مطرح مي شود، اما ممکن است مخصوصا براي مديريت نشانه هاي بيماري توسط خود افراد مفيد باشد. بستگاني که خودشان به OCD مبتلا هستند، نشانه هاي وسواسي پيش باليني نشان مي دهند، يا صفات شخصيتي وسواسي (مثلا کمال گرايي يا انعطاف ناپذيري اخلاقي ) دارند، ممکن است به کمک براي بهبود عملکردشان نياز داشته باشند. ثابت شده است که در چنين آموزشي،مواردي همچون:يادگيري شناسايي و متوقف کردن اظهارات خصمانه، تصحيح باورهاي نادرست درباره ي بيمار، يافتن راه حل هاي خلاق براي مسائل، و تعيين قراردادهاي رفتاري مي تواند مفيد باشد. چنين مداخلاتي احتمالا به درمان طولاني تر يا شايد دوره هاي متوالي درمان نيازمند است که شامل مشارکت اعضاي خانواده، کار درجهت افزايش مهارت هاي بيمار، تقويت خود کارامدي و ارتباط بستگان، و مهارت هاي حل مساله مي شود. ثابت شده است که اين روش، مخصوصا برا ي درمان بيماران صعب العلاجي که به آساني از روش هاي استاندارد دارو شناختي و رفتار شناختي نفع نمي برند، مفيد است.


    منبع: مجله ي کتاب مشاورمدرسه،ش 6
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....

  8. #8

    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    شهر بیخیالی

    FirefoxKasperskyWindows-XPIrancell

    امتیاز
    27898385
    Array
    نوشته ها
    27,686
    تشکر
    2,512
    تشکر شده : --11,544

    پیش فرض

    بهداشت جسم و جان در نگاه پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)



    نويسنده: محمدرضا رضوانى‌پور


    اين مقاله به اهميت بهداشت جسم و جان در سيره و سخن پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) پرداخته و در ادامه مطالبي چون تاريخچه و جايگاه و ابعاد بهداشت و ذكر مصاديقي در اين خصوص و راههاي وصول به آن و در نهايت آثار و ثمرات دنيوي و اخروي آن را بيان نموده است.

    سلامت جسم و جان براي هر انساني از جمله آرزوهاي هميشگي اوست اگر چه برخي به لحاظ محروميتهاي موجود، آن را دور از دسترس و بلكه ناممكن مي‏پندارند اما بسياري هم هستند كه دست يافتن به اين امر مهم را براي خود و جامعه امري ممكن و كاملاً شدني مي‏دانند. اصولاً اين موضوع از ريشه‏هاي اصلي و اساسي يك جامعه مترقي است. جامعه‏اي متكامل شمرده مي‏شود كه تمامي اهرم‏هاي كمالش بر مبناي سلامت جسم و روان افرادش پايه ريزي شده باشد و از اين روست كه امروزه خوشبختانه سازمانهاي داخلي و حتي بين المللي نيز جهت عينيت بخشيدن به اين امر مهم به پا خاسته‏اند. زيرا مي‏دانند كه ناديده گرفتن اين مسئله مهم در طول تاريخ حيات بشر، چه خسارتهاي جبران ناپذيري را ببار آورده است و لذا بسيار مناسب است كه در تبيين اين موضوع مهم از الگوهاي ديني و متون مذهبي كمك گرفته شود و به جاست كه آداب زندگي پيامبر بزرگوار در بعد نظافت و بهداشت بار ديگر بازخواني گردد تا بشريت امروز كه بيش از هر زماني ديگر تشنه دستاوردهاي انبياست از آب زلال وحي سيراب گردد.

    بهداشت جسم و جان در كلام پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
    بهداشت: عبارت است از ايجاد كامل تندرستي بدني، رواني، اجتماعي و فقدان هر نوع ناتواني جسماني و به عبارت ديگر، داشتن علوم و هنر پيشگيري از بيماريها و طولاني كردن عمر و بالا بردن سطح سلامت و توانائي بشر. البته بايد توجه داشت كه صرف نداشتن بيماري جسمي به معني سالم بودن نيست بلكه در نگاه سازمان جهاني بهداشت، سلامت عبارت است از تأمين رفاه كامل جسمي رواني و اجتماعي، پس هر كه بيماري جسمي ندارد دليل سلامت او نيست بلكه شخص سالم كسي است كه از سلامت روح نيز برخوردار باشد. (1)

    تاريخچه بهداشت:

    آنچه كه نقل شده است سابقه تاريخي آن بر مي‏گردد به 3900 سال قبل از ميلاد مسيح، در آن زمان بيماري صرفاً يك بلاي آسماني به شمار مي‏آمد و كسي در حال بيماران دخالت نمي‏كرد و بيمار مي‏بايست خودش خوب شود و يا بميرد. در آن زمان مردي بنام اسقلبيوس (اسكولاب) در يونان زندگي مي‏كرد او اولين كسي بود كه به فكر افتاد تا چاره‏اي براي بيماران پيدا كند و نام خود را طبيب گذاشت. روزي به خانه آمد دخترش بنام «هيژي» بوي گفت: خوب است شما به جاي صرف وقت براي پيداكردن داروي بيماران كاري كني كه از بيماري پيشگيري شود. اين باعث شد كه به فكر پيشگيري بيفتد و لذا شروع كرد به مردم دستورات پزشكي و پيشگيري دادن و بالأخره در سال 1948 بعد از ميلاد مسيح(ع) اساسنامه سازمان جهاني بهداشت به تصويب رسيد. (2)

    جايگاه بهداشت در اسلام:


    الف)آيات

    قرآن كريم انسانهاي طيّب و پاكيزه را در رديف توبه كنندگان معرفي مي‏كند. آنجا كه فرموده است «انّ اللّه يحب التوّابين و يحبّ المتطهرين»(3) يعني خداوند انسانهاي پاكيزه و با طهارت را دوست دارد. در آيه ديگر همسران مؤمنين را در بهشت جفتهاي پاكيزه مي‏داند(4) و در سوره مائده غذاهاي حلال را طعام پاكيزه معرفي مي‏كند اينكه با عبارت «قل لا يستوي الخبيث و لا الطّيب»(5)، (هرگز پاك و ناپاك برابر نيست)، و با بكارگيري كلمه طيب بيش از 35 بار در قالب مشتقات خود در ستايش پاكان و كلمه خبيث بمراتب كمتر در مزمت ناپاكان، همه اينها بيانگر اهتمام فوق العاده قرآن كريم است به طهارت و پاكيزگي.

    ب) روايات

    موضوع طهارت و پاكيزگي آنقدر مهم است كه در اكثر كتابهاي فقهيه و رساله‏هاي عمليّه، باب طهارت در آغاز كتاب آمده است و اين بيانگر ويژگي اوست كه بدون رعايت اين مسئله، بسياري از اعمال انسان نا تمام خواهد بود. پيامبر اعظم(ص) اهميت اين موضوع را با عبارتهاي متفاوت بيان فرموده است. در جايي فرموده است «يا انس اكثر من الطّهور يزد اللّه في عمرك»(6) يعني، خود را زياد شستشو كن تا خداوند عمرت را زياد كند و در جايي ديگر از حضرت نقل شده است، «انّ الاسلام نظيفٌ فتنظّفوا فانّه لا يدخل الجنة الّا نظيف»(7) يعني اسلام پاكيزه است شما هم پاكيزه باشيد و همانا جز پاكيزگان وارد بهشت نخواهند شد، و در بيان ديگر فرموده است «هر چه مي‏توانيد پاكيزه باشيد زيرا كه خداوند، اسلام را بر پاكيزگي نهاده است و هرگز جز پاكان به بهشت راه نخواهند يافت»(8) يعني طهارت و پاكيزگي ميدان وسيعي دارد و هر چه انسان در اين مورد دقت و تلاش نمايد باز مرحله بالاتري دارد و بالأخره اينكه حضرت فرموده است «خدا طيّب است و پاكيزگي را دوست دارد، بزرگوار است و بزرگواري را دوست دارد، بخشنده است، بخشندگي را دوست دارد، پس جلو خانه‏هاي خود را پاكيزه سازيد و خود را شبيه يهودان نكنيد»(9) و همچنين فرموده است «خداوند متعال كثافت و ژوليدگي را دشمن دارد از او متنفر است». (10)

    ابعاد نظافت و بهداشت


    الف) طهارت ظاهر

    تمامي اصول و اسلوبي كه در راستاي سلامت بدن انسان و جسم او به كار مي‏رود بهداشت ظاهري مي‏گويند. و پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) در اين مورد نيز بهترين الگو و اسوه انسانها است. و اينك به بخشي از مصاديق آن كه در كلام پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است به اختصار اشاره مي‏گردد.

    پيامبر و بهداشت دهان
    امروزه ثابت شده است كه رعايت بهداشت دهان و دندان يكي از فاكتورهاي مهم سلامت انسان است و بسياري از آلودگيها و ميكربها از اين طريق وارد بدن مي‏شوند و لذا پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) نيز نسبت به اين مسئله اهميت فوق العاده نشان داده است. حضرت در بياني فرموده است: «دندانها را تميز كنيد زيرا مايه نظافت است و نظافت مايه ايمان و ايمان همراه صاحبش در بهشت است»(11) و در سخن ديگرش آمده است: «مرا آنقدر به مسواك فرمان دادند تا آن كه بر دندانهاي خود بيمناك شدم»(12) و در جاي ديگري فرموده است «انّ افواهكم طرقٌ للقرآن فطيّبوه بالسواك» يعني «دهانهاي شما معبر قرآن است آنرا با مسواك پاك كنيد»(13) بالأخره در اين باره پيامبر اكرم(ص) بيانات بسياري دارد از جمله اينكه (مسواك زدن نصف ايمان است، مسواك زدن فصاحت مرد را زياد مي‏كند، و يا موجب پاكي دهان و رضايت پروردگار و روشني چشم است و يا لثه‏ها را محكم مي‏كند و بوي دهان را ببرد و معده را به صلاح آورد و درجات بهشت را بيفزايد و خداوند را خشنود و شيطان را به خشم آورد)(14) و يا دو ركعت نماز با مسواك بهتر است از هفتاد ركعت بدون مسواك و باز فرمود: «هر وقت جبرئيل نزد من آمد مرا به مسواك زدن فرمان داد». (15)

    پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و بهداشت سر و صورت
    اين مورد نيز از موارد تأكيد شده اسلام است و از باب بهداشت و درمان به آن تصريح دارند. پيامبر اعظم(ص) در بياني مي‏فرمايد: «محاسن خود را شانه بزنيد و ناخن‏هاي خود را كوتاه كنيد زيرا كه شيطان ميان گوشت و ناخن جاريست»(16) در كتاب چهارده معصوم در سيره عملي پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «حضرت تميزترين اعراب بود. در مسواك زدن وسواس عجيبي داشت، هميشه سر و رويش پاكيزه بود، موهايش را شانه مي‏زد و همواره بوي خوش از او به مشام مي‏رسيد»(17) اميرالمؤمنين(ع) مي‏فرمايد: «پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) موهاي خود را شانه مي‏زد و اكثر اوقات آن را با آب صاف مي‏كرد و مي‏فرمود آب براي خوشبو كردن مؤمن كافيست»(18) و در روايت ديگر از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسيده است كه «ازاله موهاي زير بغل باعث از بين رفتن بوي بد مي‏شود و يا عطر زدن و با تيغ موي سر را تراشيدن و ازاله موهاي بدن از اخلاق انبياء است»(19) و نقل شده است كه حضرت هزينه‏اي كه جهت معطر كردن خود صرف مي‏كرد بيشتر بود از هزينه‏اي كه براي غذا پرداخت مي‏نمود. و باز مرحوم علامه مي‏گويد: حضرت شانه مي‏زد و سر خود را با انواع شانه‏ها مرتب مي‏كرد و قبل از خارج شدن از منزل جهت نماز، ناخن‏هاي خود را مي‏گرفت و سبيلش را كوتاه مي‏كرد و مضمضه كردن آب در دهان و استنشاق و ازاله موهاي زائد بدن را از سنّت انبياء مي‏دانست». (20)

    پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و بهداشت لباس
    طهارت و پاكيزگي لباس آدمي آنقدر مهم است كه قرآن كريم در اين خصوص به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور مي‏دهد كه «لباست را پاكيزه كن»(21) در روايت آمده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از ژوليدگي و پريشاني تنفّر داشت و حضرت از لباسهايش مراقبت مي‏كرد و آن را وصله مي‏نمود و كفش خود را پينه مي‏زد و بيشتر كاري كه در خانه انجام مي‏داد خياطي(22) بود، حضرت مي‏فرمايد: «لباس خود را تمييز كنيد و موهاي خود را كم نمائيد و آراسته و پاكيزه باشيد زيرا يهودان چنين نكردند و زنانشان زنا كار شدند»(23) و در نقل ديگر آمده است كه مي‏فرمايد: «البس جديداً و عش حميداً» يعني «لباس نو بپوش و بانام نيك زندگي كن». (24) و باز فرموده است «لباس خود را نيك كنيد و لوازم خود را اصلاح نمائيد»(25) مرحوم علامه طباطبائي مي‏گويد: «اكثر لباسهاي پيامبر سفيد بود و خود حضرت مي‏فرمود: «به زنده هايتان لباس سفيد بپوشانيد و با آن مردگانتان را دفن كنيد»(26) امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «پيامبر(ص) از پوشيدن چيزي كه سياه بود كراهت داشت»(27) از مجموع اين احاديث چنين بر مي‏آيد كه لباس سفيد شايسته اندام يك مسلمانان است هم به لحاظ روشني آن و هم اينكه لباس سفيد، زودتر و بهتر آلودگيها را نشان مي‏دهد و انسان نسبت به طهارت آن سريعتر اقدام مي‏نمايد.

    ب) طهارت باطن

    عمده و اساس پرهيز از هر نوع آلودگي همان طهارت باطن است و شايد دليل اصلي پاكيزگي ظاهري نيز همين باشد. چرا كه بدون دست يافتن به طهارت ظاهري رسيدن به طهارت معنوي غير ممكن مي‏باشد و انبياء الهي در اوج اين كمال بودند و مأموريت اصلي آنها نيز هدايت بشر به همين سمت و سو است. قرآن كريم درباره اهل بيت (ع) مي‏فرمايد: «جز اين نيست كه خدا مي‏خواهد آلودگي را از شما اهل بيت دور كند و پاك و پاكيزتان گرداند»(28) در سخن پيامبر اعظم(ص) طهارت نخستين چيزي است كه مورد حسابرسي قرار مي‏گيرد، و يا هيچ نمازي بدون طهارت قبول نخواهد شد و يا طهارت بخشي از ايمان است»(29) و اصولاً ضرورت ايمان و تقوي نيز براي پرهيز از آلودگي جان آدمي معرفي شده است، آنجا كه علي (ع) مي‏فرمايد: «خداوند ايمان را براي پاك شدن از شرك واجب فرموده است و باز فرموده: (كه تقواي الهي داروي بيماري دلهاي شماست و پاك كننده آلودگي جانهايتان). چه اين كه حضرت در مقام ديگر فرموده است «حال كه از پاكيزه بودن چاره‏اي نداريد پس خود را از پليدي عيوب و گناهان پاك كنيد. »(30) قرآن و عترت راه وصول به طهارت روح و جان را مشخص كردند و اينك به برخي از آنها اشاره مي‏گردد.

    الف) اجتناب از پرخوري
    اين مورد نه تنها در طهارت جسم بلكه در سلامت جان نيز بسيار اهميت دارد. در كلام بزرگان چنين آمده است كه «ابغض الاشياء بطنٌ مملو»(31) يعني مبغوض‏ترين چيزها شكم پر است، در سخن ديگري آمده است «لا تميتوا القلب بكثرة الطعام فانّ القلوب تموت كالزّرع اذا كثر الماء» يعني «با زياد خوردن قلب را نميرانيد چرا كه قلب مانند زراعت است. همانطور كه اگر به زراعت آب زياد داده شود از بين مي‏رود قلب انسان نيز از پرخوري صدمه مي‏بيند»(32)

    در جرياني معروف آمده است كه طبيبي وارد مدينه شد تا بيماران آن شهر را مداوا نمايد هر چه صبر كرد كسي به او مراجعه نكرد. وقتي علّت آن را پرسيد، به وي گفته شد، دين ما آموخته است كه وقتي اشتهاء به غذا نداري از خوردن آن پرهيز كن و هرگاه هم كه با ميل و رغبت مشغول غذا خوردن هستي، كمي قبل از سير شدن از غذا دست بكش، و همين امر موجب شد كه كمتر كسي مريض شود، لذا به طبيب هم نيازي ندارند. آري با قطع نظر از صحت و سقم تاريخي اين داستان، اين مسئله ثابت شده است كه علت اصلي بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي پرخوري و زياده روي در آن است. و پيامبر اعظم(ص) نيز مؤمن را از پرخوري بري‏ء دانسته است. آنجا كه مي‏فرمايد: «كافر هفت شكم دارد و مؤمن يك شكم و يا مؤمن به اندازه شكمش مي‏آشامد و اسراف نمي‏كند ولي كافر حريص است و هرچه مي‏آشامد سير نمي‏شود»(33) در همين راستا علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) مي‏فرمايد: «فرزندم آيا چهار نكته به تو نياموزم كه با رعايت آنها از طبّ بي نياز شوي؟» عرض كرد: «چرا، اي اميرمؤمنان» حضرت فرمود: «تا گرسنه نشدي غذا نخور و هنوز اشتها داري از غذا دست بكش و غذا را خوب بجو و قبل از خوابيدن قضاي حاجت كن. اگر اين نكات را رعايت كني از مراجعه به طبيب بي نياز مي‏شوي»(34) اصولاً روزه كه در شرع اسلام به عنوان يكي از واجبات رسمي و فروع دين تشريع شده داراي ثمرات بسياري است كه يكي از آنها طهارت جسم و جان است، تا آنجا كه درباره‏اش فرمودند «صوموا تصحّوا» يعني روزه بگيريد تا سالم بمانيد. (35) و باز در حديث ديگري آمده است كه «بر شما باد روزه گرفتن كه آن رگهاي شهوت را مي‏بُرد و سرمستي را مي‏بَرد»(36) تا آنجا كه در كلام پيامبر اعظم(ص) آمده است كه «برترين جهاد روزه گرفتن است»(37)

    آفتهاي پرخوري

    گرچه برخي از مضرات پرخوري از احاديث گذشته نمايان شد اما در اينجا به بخش ديگري از آنها اشاره مي‏گردد. در بيانات پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است كه: «از پرخوري بپرهيزيد كه دل را سخت مي‏كند و اعضاي بدن را در طاعت خدا تنبل مي‏سازد و همتها را از شنيدن پند و اندرز كر مي‏نمايد»(38) و در همين راستا علي(ع) فرموده است «هر كس خوراكش زياد باشد سلامتي‏اش كم مي‏شود و بار زندگي بردوش او سنگين گردد»(39) و در جاي ديگر فرموده است: «سيري، پارسائي را نابود مي‏كند، سيري چه ياور خوبي براي گناهان است، تيزهوشي و پرخوري با هم جمع نمي‏شوند، هرگاه شكم از طعام مباح انباشته شود دل از ديدن خير و صلاح كور شود»(40) و باز فرموده است: «گرسنگي كشيدن چه ياور خوبي است در به بند كشيدن نفس و در هم شكستن عادتهاي آن»(41) و حضرت رضا(ع) فرموده است «هر كه مي‏خواهد تندرست و داراي بدني لاغر و چابك باشد از شام شبش كم كند»(42)

    ب) اجتناب از بيكاري و پرخوابي
    يكي ديگر از عواملي كه در سلامت جسم و جان مؤثر است كار كردن و پرهيز از پرخوري است. پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است «روز قيامت سخت‏ترين حسابرسي را كسي دارد كه كارهايش را ديگران انجام دهند و خودش بيكار بگردد. گو اينكه كار كردن موجب رنج و زحمت است اما بيكاري موجب فساد و تباهي»(43) و در بيان ديگرش فرموده است «خداوند از شخص تندرست و بيكار كه نه در كار دنياست و نه در كار آخرت نفرت دارد»(44) و در همين راستا از حضرت نقل شده است كه مي‏فرمايند: «از پرخوري بپرهيزيد كه صاحب خود را در قيامت تهيدست مي‏گذارد»(45) اميرالمؤمنين(ع) مي‏فرمايد: «چه بسيار خوابهاي شبانه كه تصميمات روز را بر هم زده است» امام باقر(ع) مي‏فرمايد «كه موسي(ع) به خداوند عرض كرد: كدام بنده‏ات نزد تو منفورتر است؟ فرمود: مردار شب و بيكاره روز»(46) و در بيان حضرت صادق(ع) است كه «پرخوابي باعث از دست رفتن دين و دنياست»(47) و بالأخره اينكه امام هفتم(ع) در چند بيان جداگانه فرمودند: «چشمانت را به پرخوابي عادت نده زيرا كه چشمها، نا سپاس‏ترين عضو بدن هستند و يا خداوند از بنده پرخواب بيكار نفرت دارد». (48)

    آفتهاي بيكاري و پرخوابي
    از مجموع روايات گذشته چنين بر مي‏آيد كه برخي از مضرّات بيكاري و پرخوابي عبارتند از مورد تنفر خداوند قرار گرفتن، فساد و تباهي دامن گير شدن، تهيدستي در قيامت، بر هم زدن تصميمات روز، از دست دادن دين و دنيا، نا سپاس شدن در برابر پروردگار و ده‏ها زيان‏هاي جسمي و روحي ديگر كه در زبان روايات اهل بيت(ع) بيان شده است.

    ج) مراقبت كردن از پاكي دل

    شايد بتوان گفت كه بهداشت باطني چيزي غير از پاكي دل نباشد. مراقبت از آلودگي‏هاي دل و صفا دادن به آن همان طهارت جان و روح آدمي است. پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) مي‏فرمايد: «خداوند تبارك و تعالي به چهره‏ها و دارايي‏هاي شما نمي‏نگرد بلكه به دل‏ها و كرده‏هاي شما مي‏نگرد»(49) و در جاي ديگر فرموده است: «اگر شيطان‏ها بر گرد دلهاي آدميان نمي‏گشتند، هر آينه انسانها ملكوت را مي‏ديدند»(50) و از حضرت مسيح(ع) نقل شده است كه، «اگر شهوت‏ها دلها را از هم ندرند و طمع، آلوده‏شان نسازد و نعمت برخورداري آنها را سخت نگرداند، بزودي ظرفهاي حكمت خواهند شد» و امام مجتبي(ع) فرموده است: «سالمترين دلها دلي است كه از شبهات پاك باشد» و امام باقر(ع) فرموده است: «هيچ دانشي چون سلامت جويي نيست و هيچ سلامتي چون سلامت دل نيست». (51)

    اصولاً گناه سبب پريشاني دلها مي‏شود و از اسلوبشان باز مي‏دارد و آرامش دلها و آسايش آنها را از هم مي‏پاشد و بدين خاطر است كه علي(ع) مي‏فرمايد: «هيچ دردي براي دلها، دردناك‏تر از گناهان نيست»(52) و در بيان ديگر بهداشت باطن و پرهيز از دردهاي روحي را حتي مقدمه بهداشت جسم شمرده است، آنجا كه علي(ع) فرموده است: «همانا پرواي از خدا، داروي درد قلوب شماست و بينا كننده دلهايتان و شفا بخش بيماري جسمهايتان و اصلاح كننده تباهي سينه هايتان و پاك كننده آلودگي جانهايتان و زداينده ي نابينايي ديدگانتان»(53) و بالأخره در بيان ديگر، گناهان را اساس ويراني دلها شمرده است. زيرا كه فرموده است: «هيچ دردي براي دلها دردناكتر از گناهان نيست». (54)

    عوامل نشاط دل و بهداشت باطن

    پيامبر اكرم(ص) در حديثي ياد مرگ و تلاوت قرآن را و در حديث ديگر خداو تلاوت قرآن را و در روايت ديگر موعظه و حكمت را موجب نشاط باطن مي‏داند. (55) چه اين كه در همين راستا امام صادق(ع) استغفار را سبب حيات دل و طهارت باطن مي‏دانند. همچنين پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مي‏فرمايد: «اگر مي‏خواهي دلت نرم شود مستمند را اطعام كن و بر سر يتيم دست نوازش بكش»(56) و يا اينكه فرموده است «دلهاي خود را به رقّت عادت دهيد و زياد بينديشيد و از خوف خدا بسيار بگرييد». (57)

    د) مداومت بر وضوء و طهارت جسم و جان

    قرآن كريم مي‏فرمايد «اي كساني كه ايمان آورديد هرگاه براي نماز برخاستيد صورتها و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سرهايتان و پاهايتان را تا برآمدگي روي پا مسح كنيد... خدا نمي‏خواهد شما در رنج بيفتيد بلكه مي‏خواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، باشد كه سپاس، گزاريد». (58) آيه شريفه به صراحت بيان مي‏كند كه وضوء موجب پاكيزگي مي‏شود و اين شامل طهارت باطن مي‏گردد. اهميت وضو به قدري است كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اجر و مزد معنوي آن را علي الخصوص در سرماي شديد زمستان چنين فرموده است: «هر كس در سرماي شديد وضو را به طور كامل بگيرد، دو سهم اجر دارد. »(59) و در بيان ديگري فرموده است «هر گاه بنده وضو گيرد گناهانش همچون برگهاي اين درخت فرو مي‏ريزد»(60) و بالأخره اينكه، نماز كه ستون و عمود دين است جز با طهارت ظاهري و معنوي انجام نمي‏پذيرد و كليد آنرا وضو دانسته‏اند، اهميت طهارت ظاهري و باطن وضو نه تنها به اينجا ختم نمي‏شود بلكه در بيان ديگر آمده است وضو روي وضو موجب مي‏شود كه ده ثواب ديگر بر او نوشته شود، و در سخن ديگر، خداوند توبه او را بي آنكه استغفار كند تجديد گرداند، و در كلام آخر، موجب روشنائي روي روشنائي يعني نورٌ علي نور، دانسته‏اند، حقيقتاً غير از اسلام كدام آئين ديگري وجود دارد كه نسبت به طهارت ظاهر و باطن اينهمه سفارش كرده باشد و پيروانش را با وعده‏هاي عالي نسبت به آن ترغيب نموده باشد تا آنجا كه پيامبر اكرم(ص) مي‏فرمايد: «در روز قيامت خداوند امّت مرا، بر اثر وضو با چهره‏هاي زيبا و دست و پاي سپيد محشور مي‏كند، (61) و يا اينكه، كسي كه با طهارت بخوابد همانند روزه دار شب زنده دار است و يا اينكه فرموده است «زياد وضو بگير تا خداوند عمر تو را زياد كند. اگر توانستي شب و روز با طهارت باشي اين كار را بكن زيرا اگر در حال طهارت بميري شهيد خواهي بود». (62) خلاصه اينكه حضرت رضا(ع) درباره حكمت وضو فرموده است: «براي اين كه بنده در حال مناجات با (خداوند) جبّار پاك باشد، فرمان او را اطاعت كرده از آلودگيها و نجاست پاكيزه گردد به اضافه اينكه وضو سبب از بين رفتن كسالت و زدودن خواب آلودگي و پاك ساختن دل براي ايستادن در حضور خداوند جبّار مي‏شود». (63)

    هـ) ازدواج و بهداشت ظاهري و باطني

    در متون ديني و غير آن ثابت شده است كه ازدواج سهم به سزائي را در سلامت فرد و جامعه دارد و قرآن كريم در مقام تشويق به آن مي‏فرمايد: «آنهائي كه بي همسرند و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد. اگر تنگدست باشند خدا آنان را از فضل خويش توانگر كند و خدا گشايشگر و داناست»، (64) و در آيه ديگر فرموده است «و از نشانه‏هاي او اين است كه براي شما از خودتان همسراني آفريد، تا بدان‏ها آرام گيريد و ميانتان دوستي و رحمت نهاد. آري در اين (نعمت) براي مردمي كه مي‏انديشند بي گمان نشانه هايي است». (65)

    ازدواج و انتخاب شريك زندگي، از جهات گوناگون در سلامت جسم و روان انسان نافع است كه يكي از آنها پاسخ صحيح و مثبت دادن به غريزه جنسي است و ديگر اينكه نجات انسان است از انزوا و تنهائي، كه در صورت عدم ازدواج، انسان گرفتار آن مي‏گردد و در نتيجه تبعات زيان آورش را مي‏بيند. پيامبر اعظم(ص) در بياني فرموده است «هر كه دوست دارد كه پاك و پاكيزه خدا را ديدار كند با داشتن همسر به ديدارش رود»(66) و در بياني ديگر فرموده است «در اسلام هيچ بنايي ساخته نشد كه نزد خداوند محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد»(67) و در تشويق و ترغيب اين امر در سخنان ديگر پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) چنين آمده است «همسردار خفته نزد خدا فضيلت دارد بر بي همسر روزه گير شب زنده دار»، (68) اهل و عيال اختيار كنيد، زيرا كه اين كار

    روزي شما را بيشتر مي‏كند و يا بي همسران خود را همسر دهيد زيرا با اين كار خداوند اخلاق آنان را نيكو مي‏گرداند و روزيهايشان را زياد مي‏كند و بر جوانمرديهاي آنان مي‏افزايد»(69) از سوي ديگر افرادي كه در انتخاب همسر كوتاهي مي‏كنند مورد مذمّت قرار گرفته‏اند. امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «بدترين مردگان شما بي همسرانند»(70) و يا بدترين افراد شما بي همسران شمايند، دو ركعت نماز فرد همسردار بهتر است از هفتاد ركعت نماز فرد بي همسر»(71) مسئله ازدواج در اسلام به لحاظ منافع فردي و اجتماعي و بهداشتي كه دارد آنقدر مورد اهتمام دين واقع شده كه روايات بسياري در ستايش افرادي است كه نسبت به ازدواج جوانان اقدام مي‏كنند و يا تشويق به تسريع در ازدواج دختران، و يا نكوهش مهريه سنگين و يا خدمت به زن و شوهر مطرح كردن حقوق هر يك از آنها و دهها مورد ديگر در اين راستا كه از طريق پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بيت(ع) او صادر شده است.

    و) رعايت آداب سفره و سلامت جسم و جان

    اين موضوع نيز در بهداشت آدمي نقش فراواني دارد و اسلام در اين راستا توصيه‏هاي اكيدي كرده است، امام مجتبي(ع) در برخي از آداب سفره فرموده است «بايد لقمه‏ها را كوچك برداشته و غذا را خوب جويده و در هنگام خوردن به صورت مردم نظر نكند»(72) و حضرت صادق(ع)
    فرموده است «هر كس قبل و بعد از غذا دستهايش را بشويد در اول و آخر آن غذا، به آن بركت داده شود وتا زنده است در رفاه بسر برد و از بيماري جسمي در امان ماند»(73) و در بيان ديگر فرموده است كه پيامبر(ص) از فوت كردن در غذا يا آشاميدني نهي فرموده است و در سخن ديگر فرموده است «ظرفهاي خود را بدون در پوش نگذاريد، زيرا هر گاه روي ظرفها پوشيده نباشد شيطان در آنها آب دهان مي‏اندازد و هر چه بخواهد از آنها بر مي‏دارد»(74) از امام كاظم(ع) از آدم فرومايه سؤال شد، فرمود «كسي كه در كوچه و بازار مي‏خورد»(75) و باز چنين روايت شده است كه «نشستن بر سر سفره را طولاني كنيد كه اين اوقات از عمر شما به حساب نمي‏آيد» و از علي(ع) روايت رسيده است كه «غذاي داغ را سرد كنيد زيرا وقتي غذاي داغ در برابر پيامبر(ص) نهاده شد فرمود: «بگذاريد تا سرد شود. خداوند به ما آتش نمي‏خوراند و بركت در غذاي سرد است. »(76)

    آثار پاكيزگي


    الف) دنيوي

    از برخي روايات گذشته چنين استفاده مي‏شود كه مراعات كردن اصول بهداشت ثمراتي را در پي دارد كه بعضي از آنها عبارتند از طولاني شدند عمر، بالا رفتن سطح سلامت و توانائي بشر، تأمين رفاه جسمي و رواني، جلب رضايت و محبوبيت خداوند، دوري از شباهت داشتن به يهودان، تكميل شدن ايمان، عمل به اقتضاي فطرت، افزون شدن فصاحت انسان، و به خشم آوردن شيطان، نام نيك پيدا كردن، محو شدن بوي بد در انسان، احياي قلب، بي‏نيازي از طبيب، بركت در رزق و جلوگيري از تهيدستي، نجات از اضطراب و پريشاني، اتمام نعمت از ناحيه پروردگار، از بين رفتن كسالت و تنبلي، مصونيت از وسواس شيطاني، و بالأخره اينكه اقتدا به سيره و سنّت پيامبران و دهها مورد ديگر از آثار بسيار نيك مراعات اصول بهداشت جسم و جان شمرده شده است.

    ب) اخروي

    اصولاً همه اعمال انسان در دنيا بازتاب آخرتي دارد چرا كه دنيا در كلام دين مزرعه و مقدمه آخرت معرفي شده است و مسئله مورد بحث ما نيز از اين قاعده مستثني نيست، اهميت دادن به مسئله بهداشت ظاهر و باطن همانطور كه داراي ثمرات دنيوي است، ثمرات اخروي را نيز در بر دارد كه به برخي از آنها كه رواياتشان ملاحظه شد اشاره مي‏گردد.
    برخي از ثمرات اخروي آن عبارتند از، دخول در بهشت، هفتاد برابر شدن ثواب نماز، پذيرفته شدن نماز، سپري در برابر آتش، آسان شدن حساب و كتاب، حفظ دين، سلامت دل، فرو ريختن گناهان، دسترسي به اجر شهيد و شهادت، ديدار خداوند با جسم و جان پاكيزه، در زمره نيكان قرار گرفتن و دهها مورد ديگر كه از ثمرات اخروي مراعات بهداشت جسم و جان شمرده شده است.

    پي‏نوشت‏:

    1. كتاب بهداشت حوزه‏ها، انتشارات وزارت بهداري، ص 25.
    2. همان مدرك، ص 27.
    3. سوره مباركه بقره، آيه 22.
    4. سوره مباركه نساء، آيه 57.
    5. سوره مباركه مائده، آيه 99.
    6. كتاب مكارم الاخلاق.
    7. سيري ديگر در نهج الفصاحه، مؤلف: مرتضي تنكابني، ص112.
    8. مدرك قبلي، ص 113.
    9. همان مدرك ص113.
    10. همان مدرك، ص360.
    11. سنن النبي (صلی الله علیه و آله و سلم)، مؤلف: علامه طباطبائي، ص 274.
    12. سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص 599.
    13. همان مدرك، ص599.
    14. همان مدرك، ص 600.
    15. همان حديث 22.
    16. سنن النبي، مولف علامه طباطبائي، ص113.
    17. سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص 72.
    18. سنن النبي مؤلف علامه طباطبائي، ص 144.
    19. همان مدرك، ص 145.
    20. سنن النبي (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص160ـ150.
    21. سوره مباركه مدثر، آيه 4.
    22. سنن النبي(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص 117.
    23. همان مدرك ص 113، سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص564.
    24. سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص564.
    25. همان مدرك، ص565.
    26. سنن النبي (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص174.
    27. همان مدرك، ص182.
    28. سوره مباركه احزاب، آيه 33.
    29. منتخب الميزان الحكمه جلد 2، ص625.
    30. همان مدرك، ص 625.
    31. همان.
    32. مكارم الاخلاق طبرسي ـ حلية المتقين مجلسي ـ وافي كتاب المطاعم.
    33. زندگي نامه چهارده معصوم ـ مولف آزاد مهر، ص58.
    34. منتخب ميزان الحكمه جلد 2، ص 619.
    35. همان مدرك، ص607.
    36. همان مدرك، ص 607.
    37. همان مدرك، ص 609.
    38. همان مدرك، ص 39، حديث 251.
    39. همان مدرك، ص 39، حديث 252.
    40. همان مدرك، ص 39، حديث 257، 258.
    41. همان مدرك، ص 39، حديث 261.
    42. همان مدرك، ص 40، حديث 264.
    43. همان مدرك، ص 108.
    44. همان مدرك، ص108.
    45. همان مدرك، ص1025.
    46. همان مدرك، ص 1025.
    47. همان مدرك، ص1025.
    48. همان مدرك، ص 1025.
    49. منتخب ميزان الحكمه جلد 2، ص 849.
    50. همان مدرك، جلد 2، ص 849.
    51. همان مدرك، جلد 2، ص849.
    52. همان مدرك، ج2، ص853.
    53. همان.
    54. منتخب ميزان الحكمه، ج 2، ص855.
    55. همان.
    56. همان.
    57. همان.
    58. سوره مباركه مائده، آيه 6.
    59. منتخب ميزان الحكمه، ج2، ص1061.
    60. همان.
    61. همان.
    62. همان.
    63. همان.
    64. سوره نور، آيه 32.
    65. سوره روم، آيه 21.
    66. منتخب ميزان الحكمه، ص 457.
    67. همان.
    68. همان.
    69. همان.
    70. همان.
    71. همان.
    72. منتخب ميزان الحكمه، ج1، ص41.
    73. همان، ص41.
    74. همان.
    75. همان.
    76. همان.
    امروز امروز است
    امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
    از محبت دنیا کم نمیشه پس
    بخند و عاشق باش
    امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
    کسی به تو خرده نمیگیره پس
    شادی بخش باش
    امروز هرچقدر نفس بکشی
    جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
    پس
    از اعماق وجودت نفس بکش
    امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس
    آرزو کن
    امروز هر چقدر او را صدا کنی او خسته نمیشه
    پس
    صدایش کن
    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت
    و عاشق بودن هایت !

    امروز امروز است.....


کلمات کلیدی این موضوع

1، 10، 16، 2، 26، 3، 40، 5، 6، 7، 9، 90، فقط، فکری، فارسی، فرهنگ، قلب، قواعد، قرآن، قرار، لازم، مفید، مقاله، مقالات، مقایسه، مقابله، مورد، میان، مانند، محروم، مخارج، مرگ، مربوط، مشکلات، مشاوره، معتبر، نمونه، نمی، نوع، نیاز، نکاتی، نشده، نظام، همراه، هیچ، وقت، ویژه، واژه، وسیله، یکی، کلیه، کم، کند، که، کامل، کاربردی، کرک، کردن، کسالت، گفته، گناه، گرایش، پیدا، پیش، پزشکی، پس، ،، آموزشی، آن، افراد، الله، امام، انواع، انجام، انسان، ایجاد، ابن، ارتباط، ارشد، اساس، است، استفاده، به، بهتر، بهره، بودن، بین، بیش، بدن، بدون، برای، بررسی، بزرگ، بعضی، تفسیر، تمام، تنها، تواند، توسط، تجوید، ترین، تصاویر، تغییر، جنسی، جامع، حضرت، خداوند، خروج، دلیل، دهد، دو، دوست، دانشگاه، داد، دادن، دارند، درمانی، درباره، دست، دستورات، دعا، رنگ، روایت، روش، راهنمای، رایج، رابطه، زمینه، زندگی، زبان، سال، سبب، سخن، شناسی، شهوت، شیخ، شکل، شدن، شده، شدید، صورت، طول، طبق، طریق، علم، علت، عمر، عنوان، عدم، عربی

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  



دانلود     خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین      سفارش تبلیغات     آپلود سنتر

||